ققنوس(راهنمایی سایت)

متولد 5 مرداد, 1345 مرد

18 آبان, 1397 از
خرمالو چربی و پروتئین بسیار کمی دارد و غنی از ویتامین‌ها و مواد معدنی هستند. آن‌ها شامل مقدار قابل توجهی از ویتامین A، B۶ و C؛ منگنز؛ فسفر؛ پتاسیم؛ کلسیم؛ فیبر رژیمی هستند.خواص خرمالو به عنوان یک میوه‌ی شیرین و حاوی مواد معدنی و ویتامین‌های بسیار را به اضافه‌ی طرز تهیه معجون و مسکن‌های مختلف را در این بخش می‌خوانید. این میوه دقیقاً مناسب روزهای سرد پاییزی است که بیشتر مردم کمی احساس خستگی و بی حالی می‌کنند. خرمالو به اندازه‌ی انگور انرژی زا است. البته اگر دغدغه‌ی تناسب اندام دارید و نمی‌خواهید چاق شوید نباید در مصرف آن زیاده روی کنید، چون مصرف زیاد آن کالری زیادی به بدن می‌رساند. تمام فواید شگفت انگیز خرما انواع مختلفی از این میوه‌ها در سراسر دنیا وجود دارند، اما معمول‌ترین آن‌ها در ژاپن است که ریشه چینی دارد با وجود این که این میوه ریشه آسیایی شرقی دارد، نام علمی آن دیوسپیر کاکی است که با زبان یونانی مرتبط است. واژه دیوسپیر به معنای " غذا خدایان " است و در واقع خرمالو میوه بسیار مفید برای اهداف بهداشتی است. خرمالو تقریبا شبیه گوجه فرنگی است و رنگ آن از زرد به نارنجی درخشان تغییر می‌کند. رنگ میوه‌ها بسته به میزان رسیدگی آن تغییر می‌کند. این میوه بزرگ است و ازاندازه آن از پرتقال کوچک به یک گریپ فروت متفاوت است. حتی شکل، آن متفاوت است. می‌تواند گرد یا حتی چهارگوش باشد. پوست میوه خرمالو نازک وژلاتینی و بسیار شیرین است. ارزش غذایی میوه خرمالو خرمالو چربی و پروتئین بسیار کمی دارد و غنی از ویتامین‌ها و مواد معدنی هستند. آن‌ها شامل مقدار قابل توجهی از:ویتامین A، B۶ و C؛ منگنز؛ فسفر؛ پتاسیم؛ کلسیم؛ فیبر رژیمی - هم قابل حل و هم غیرقابل حل خرمالو ادرار آور خوبی است و هم چنین همانند ملین طبیعی عمل می‌کند. انواع خرمالو خرمالوها دو نوع هستند:گس و غیر گس. خرمالو گس قابل خوردن نیست، چون حاوی سطح بالایی از تانین هستند. در حالی که غیر گس آن، به هنگام رسیدن تانین را از دست می‌دهند.این میوه می‌تواند خام و نیز در حالت خشک خورده شود، همچنین به تعدادی از دسرها و غذاها نیز اضافه می‌شود. این میوه شیرین کالری بسیار پایینی دارد. اکنون که کمی در مورد فواید و عوارض جانبی میوه دانستید، باید به دقت مصرف کنید. مقدار صحیح میوه به دلیل درست به سلامتی کمک می‌کند. نگاهی کلی به خواص خرمالو اگر در فصل سرما لثه هایتان خونریزی می‌کند امکان دارد به دلیل کمبود ویتامین C باشد. باید بدانید که مصرف خرمالو و جذب ویتامین C آن برای بالا بردن استحکام سلامت لثه‌ها موثر است. این ویتامین برای شفافیت پوست نیز مفید است.این میوه سرشار از پتاسیم و منیزیم می‌باشد که با کلسترول و فشارخون بالا مقابله می‌کند به علاوه پکتین موجود در خرمالو نقش بسزایی در کاھش کلسترول خون دارد.میوه خرمالو با داشتن ویتامینھای A و C، کلسیم، پتاسیم و منیزیم میتواند به ھضم ھرچه بھتر غذا، تقویت بینایی و بھبود عملکرد سیستم ایمنی بدن کمک کند. شاید بد نباشد بدانید که خرمالو تقویت کننده معده است، اسھال را برطرف میکند. باعث نرمی سینه میشود، کمخونی را رفع میکند و اشتھاآور خوبی ھم ھست. طبع خرمالو گرم وتر است و دانه میوه خرمالو که کوبیده و به صورت گرد درآمده باشد سنگ کلیه و مثانه را دفع می‌کند.خرمالو حاوی مقدار زیادی پکتین است پکتین یکی از فیبرهای محلول در آب است که باعث کاهش چربی خون می‌شود.خرمالو آرام کننده سکسکه است و به طور چشمگیری بندآورنده خون ریزی است.خرمالو ورم و التهاب بواسیر را فرو می‌نشاند.به خاطر حضور ویتامین A در خرمالو برای پوست و ناخن و موهای خشک و شکننده مفید است.میوه‌ی خرمالو رسیده برای کودکان نیز میوه‌ای مفید محسوب می‌شود و در رشد و نمو آن‌ها موثر است. بررسی فواید سلامتی میوه خرمالو بسیاری از مردم خرمالو را به طور منظم مصرف می‌کنند و بسیاری هنوز آن را امتحان نکرده اند. با این حال، زمان آن است که در مورد فواید خرمالو بدانید، این احتمال وجود دارد که میوه در رژیم غذایی بطور منظم جای بگیرد. خرمالو برای کاهش وزن خرمالو دارای حداقل مقدار چربی است. حتی مقدار کربوهیدرات آن نیز بسیار پایین است و از این رو، آن‌هایی که می‌خواهند رژیم بگیرند و با حفظ رژیم غذایی خوب، وزن اضافی خود را کاهش دهند، می‌توانند به شدت از این میوه بهره‌مند شوند. خرمالو یکی انرژی زا طبیعی است خرمالو میوه بسیار شیرین و حاوی شکر است که به عنوان یک انرژی زا طبیعی عمل می‌کند. از این رو، کودکان و همچنین آن‌هایی که در تمرینات فیزیکی و همچنین فعالیت‌های ورزشی نیاز به مقدار زیادی انرژی دارند، می‌توانند از این میوه بهره‌مند شوند. هم چنین قند و پتاسیم بالای آن به از بین بردن خستگی کمک می‌کند. کسانی که دچار استرس و خستگی می‌شوند باید خرمالو را در رژیم غذایی خود بگنجانند. ادرار آور این میوه بسیار غنی از کلسیم و پتاسیم است. آن‌هایی که مبتلا به مشکلات کلیوی هستند باید هر روز یک میوه خرمالو مصرف کنند، چون به کاهش حفظ آب کمک می‌کند. در حقیقت مصرف منظم این میوه می‌تواند از مشکل نگهداری آب به طور موثر جلوگیری کند. از آنجا که خرمالو حاوی مقدار زیادی پتاسیم است، بهتر است این میوه را به جای داروهای ادرار آور مصرف کنید، زیرا منجر به از دست رفتن پتاسیم قابل توجهی می‌شود. خرمالو برای پیشگیری از سرماخوردگی و آنفولانزا بسیاری از مشکلات التهاب، عفونت و سرماخوردگی و آنفولانزا را می‌توان با مصرف منظم خرمالو پیش گیری کرد. به خاطر این است که میوه خرمالو شامل مقدار غنی ویتامین ث. است که مصونیت برای مبارزه با این عفونت‌ها را می‌سازد. خرمالو برای پاکسازی و سلامت کبد پاکسازی بدن بسیار مهم است و خرمالو به طور موثر این کار را انجام می‌دهد. حاوی مقدار بالایی آنتی اکسیدان است که می‌تواند سموم بدن، به ویژه کبد را پاکسازی و سلامتی کبد، را حفظ کند. رادیکال‌های آزاد با کمک این انتی اکسیدان‌ها از بدن جدا می‌شوند. خرمالو برای کنترل فشار خون خرمالو برای کنترل فشار خون بالا و در نتیجه جلوگیری از بیماری‌ها موثر است. مقدار بالای پتاسیم این میوه به عنوان گشاد کننده عروق عمل می‌کند و در نتیجه جریان خون در بدن را افزایش می‌دهد؛ بنابراین فشار خون کاهش می‌یابد. خرمالو برای درمان یبوست آن‌هایی که به یبوست مبتلا هستند، می‌توانند به شدت از خرمالو بهره‌مند شوند. این میوه دارای مقدار بسیار غنی فیبر محلول در آب است. به عنوان ملین طبیعی عمل می‌کند در نتیجه، آن‌ها که مشکلات شکمی دارند می‌توانند خرمالو بخورند. خرمالو برای سلامت قلب با فشار خون خوب، تعدادی از بیماری‌های قلبی عروقی کنترل می‌شوند. سطح فشار خون پایین به حفظ سیستم قلبی عروقی کمک می‌کند و در نتیجه از بیماری‌های قلبی جلوگیری می‌کند. علاوه بر حفظ فشار خون، این میوه نیز به جلوگیری از بیماری‌های قلبی با محتوای فیبر محلول در آب بالا کمک می‌کند. جلوگیری از سرطان و بیماری‌های دیگر از خواص خرمالو همانطور که همه ما می‌دانیم رادیکال‌های آزاد عامل مهمی در پشت انواع مختلف سرطان یا پیش روی آن‌ها هستند و تنها راه خلاص شدن از آن‌ها این است که مواد غذایی غنی از آنتی اکسیدان - را تا حد ممکن مصرف کنید، چون این‌ها قادر به حذف رادیکال‌های آزاد بدن هستند. خرمالو نه تنها سرطان ها، بلکه بیماری‌های مختلف دیگری که توسط رادیکال‌های آزاد ترویج و یا تسریع می‌شوند با مصرف منظم این میوه جلوگیری می‌کنند. علاوه بر این آنتی اکسیدان ها، کاتشین ترکیبات گالاکتوچین فنولی و ویتامین آ. و ث. نیز به پیش گیری از بسیاری از بیماری‌ها نیز کمک می‌کنند. مواد مغذی مهم دیگر و مواد قوی موجود در خرمالو به مبارزه با بیماری‌ها کمک می‌کنند. حتی مقدار کلسیم بالا نیز به مبارزه با پوکی استخوان کمک می‌کند. فواید این میوه برای عملکرد اعضا مختلف همانطور که قبلا گفته شد خرمالو غنی از آنتی اکسیدان ها، ویتامین مانند ویتامین آ. و بتاکاروتوئن، لوتئین و... هستند؛ همه این‌ها تاثیر بسیار مثبتی بر عملکرد اندام‌های مختلف بدن دارند. این‌ها استرس و اکسیداسیون پوست را کاهش می‌دهد و در نتیجه از پیری جلوگیری می‌شود. همه نشانه‌های سالمندی از قبیل: چین و چروک، لکه‌ها و ... به حد زیادی کاهش یافته اند. در حقیقت، از دست دادن بینایی و بیماری آلزایمر، پیامدهای عمومی سالمندی هستند، به خوبی با مصرف این میوه به طور منظم جلوگیری می‌شود. سلامت پوست با خرمالو محتوای گس آن به باز کردن منافذ پوست کمک می‌کند در نتیجه، پوست جوان و درخشان می‌شود. وقتی میوه در ماسک‌های صورت همراه با عصاره لیمو و زرده تخم مرغ، ترکیب شود پوست چهره درخشان می‌شود. آلرژی‌های پوست و حساسیت:اگر چه این یک فرآیند طولانی است، اما آن‌هایی که دچار آلرژی‌های پوستی مزمن و حساسیت هستند از این میوه بهره لازم را خواهند برد. به همین خاطر خرمالو نارس باید در آب خیسانده شود و ۷ روز در آفتاب بماند و سپس به مدت ۳ روزبماند پس از ۱۰ روز، آب آن را باید در موضع مورد نظر با پنبه بمالید. این کار به تدریج حساسیت پوست را کاهش می‌دهد. گردش و تولید خون از خواص خرمالو یکی از مواد اصلی موجود این میوه، مس یک عامل بسیار مهم در تولید سلول‌های خونی است. از این رو، با مصرف این میوه، تولید سلول خون و نیز گردش آن افزایش یافته است. خواص برگ خرمالو برگ درخت خرمالو حاوی فلاوونوئیدها است که این ماده ضد فشار خون، ضد سرطان و ضدموتاژن است. در عین حال برگ این درخت خاصیت آنتی هیستامین داشته و واکنش‌های آلرژیک را کاهش می‌دهد. این ماده همچنین علائم درماتیت و التهاب را در پوست کاهش می‌دهد. در طب سنتی از برگ این درخت به صورت چای برای درمان این نوع بیماری‌ها استفاده می‌شود. عوارض خوردن خرمالو میوه خرمالو معمولا به خاطر فواید آن مشهور است. با این حال، چیزی که بسیاری از مردم نمی‌دانند این است که برخی محدودیت‌های خاصی برای مصرف دارد که می‌تواند منجر به اثرات جانبی شود، اگر به درستی نگهداری نشود. این عوارض جانبی در زیر آورده شده است: خرمالو حاوی تانین است از این رو، اگر این میوه با معده خالی خورده شود، منجر به اسهال می‌شود. همچنین باید در مقدار محدودی مصرف شود.کسانی که فشار خون پایین دارند نباید این میوه را بخورند، چون می‌تواند فشار خون را کاهش دهد و منجر به بیماری‌های مرتبط با فشار خون پایین شود.مقدار قند این میوه واقعا بالا است و از این رو، کسانی که از دیابت دارند باید از خوردن آن اجتناب کنند.بسیاری از مردم اشتباه می‌کنند که خوردن میوه با پوست منجر به تاثیرات مفید خواهد شد. در مقابل، واقعیت این است که بیشتر تانیک اسید در پوست آن متمرکز است. در نتیجه، پوست آن هرگز نباید خورده شود؛ در غیر این صورت، منجر به تشکیل سنگ در معده می‌شود.حتی خوردن میوه‌ها با " غذاهای سرد " مانند ماهی، و میگو، به تشکیل سنگ در معده منجر خواهد شد. این به خاطر این است که این‌ها غذاهایی هستند که پروتئین بالایی دارند و اسید تانیک، با عمل کردن روی این پروتئین ها، سنگ را شکل می‌دهد.چه کسانی خرمالو نخورنداگرچه خرمالو خواص بسیار زیادی دارد، اما خوردن بیشتر از ۱ تا ۲ عدد از آن در روز توصیه نمیشود.کسانی که اختلالات روده‌ای دارند یا عمل جراحی روده انجام داده اند یا به بیماریھای قلبی و سل مبتلا ھستند باید در خوردن خرمالو احتیاط کنند. طرز تهیه یک معجون مقوی با خرمالو برای تهیه این معجون یک عدد خرمالو را با کمی آب لیموترش، کمی ماست و عسل مخلوط کرده و هم بزنید. این معجون را صبح‌ها زمانی که ناشتا هستید میل کنید تا انرژی بسیاری وارد بدن شما شود. طرز تهیه یک مسکن برای دردهای کمر و مفاصل کوبیده هسته خرمالو را با روغن منداب مخلوط کرده در یک بطری ریخته سر آن را محکم ببندید و در آب جوش به مدت یک ساعت جوشانده، سپس از این روغن می‌توان برای دردهای کمر، مفاصل و نقرس استفاده نمود و همچنین از پودر دانة آن که با حرارت بو داده شده است مانند قهوه دم کرده میل شود.

زَرتُشت، زَردُشت یا آشو زَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. زَرتُشت همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین 600 تا 1000 سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه زَرتُشت را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان،خوارزم، سیستان و خراسان نسبت داده‌اند. تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد. خانواده زرتشت مادر زرتشت دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروشسپ نام داشتند. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. حاصل ازدواج پوروشسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست. زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است. زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت. زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده، و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است. نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است. چگونگی کشته شدن زرتشت،شهادت زرتشت،5 دی روز شهادت زرتشت نگاره‌ای از زرتشت در آتشکده یزد تاریخ بعثت حضرت زرتشت تاریخ بعثت حضرت زرتشت (علیه السلام) بین سده 6 تا 18 ق.م تخمین زده شده است. ایرانیان قدیم آتش را به عنوان تجلّی الله ی «آگنی» ستایش می کردند و خورشید و دیگر اجرام نورانی آسمانی را می پرستیدند و به الهه نیک و بد اعتقاد داشتند. خداوند در چنین اوضاعی حضرت زرتشت را مبعوث فرمود و او به تبلیغ آیین الهی پرداخت، ولی نتوانست دین خود را در میان قبیله اش ــ میدیا در آذربایجان ــ نشر دهد. پس به بلخ رفت و در گشتاسب شاه آیین او را پذیرفت و دین زرتشت در سراسر ایران رواج یافت و در زندگی و سعادت مادّی و معنوی مردم تأثیری عمیق بخشید. در حمله ی اسکندر مقدونی به ایران در سال 330 ق.م مراکز مهم آثار دینی زرتشت از جمله تخت جمشید در آتش سوخت. قرن ها بعد که ساسانیان در ایران به قدرت رسیدند، آیین زرتشت را در جهت تأمین منافع مادّی خود تحریف کردند؛ پس بت های قدیمی ایران که توسط حضرت زرتشت (علیه السلام) از تخت اُلوهیّت به زیر کشیده شده بودند، دوباره به سریر خود بازگشتند و مورد ستایش مردم قرار گرفتند. بنای آتشکده و تقدیس آتش از جمله معماهای دین زرتشت است که با هیچ توجیهی نمی توان آن را از آیین الهی زرتشت برشمرد. در دوره های اولیه ی زرتشتی تا دوره ی هخامنشیان از پرستش در مقابل آتش خبری نبود، بلکه این روش بعدها از آناتولی گرفته شد. در زمان ساسانیان پرستشگاه هایی ساخته شد و موبدان در آن آتش افروختند و از آن به نام فروغ آسمانی برای قرن های مدید نگه داری کردند، چنان که یکی از معجزات الهی در بدو تولد پیامبر گرامی اسلام، خاموش شدن آتشکده ی فارس بود. زرتشتیان تقدیس آتش را یکی از اصیل ترین ارکان آیین زرتشت و مظهر نورانیّت خدا می دانند، اما پرستش آتش، اعاده ی پرستش الهه ی آگنی است که پیش از اسلام در ایران رواج داشته است. مرگ زرتشت مرگ زرتشت در پنجم دی ماه گاه‌شماری ایرانی واقع شده‌است این روز را روز خورایزد گویند. به روایت برخی از نوشته‌های اوستایی زرتشت، پیامیر ایرانی پس از پایان رسالت خود که بخشی از آن آموزش راستی و رستگاری و آرامش به انسانها بود، در شهر بلخ به سر می‌برد. زرتشت هفتاد و هفت سال از عمرش می‌گذشت و در آتشکده شهر بلخ به آموزش و راهنمایی انسان‌ها می‌پرداخت و این هنگامی بود که گشتاسب کیانی، فرمانروایی آن سامان را به عهده داشت. گشتاسب و پسرش اسفندیار از بلخ که پایتخت آن زمان بود خارج شده بودند و فرمانروای تورانی ارجاسب، که دشمن دیرینه ایرانیان بود از موقعیت استفاده کرد و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشکری بسیار به ایران فرستاد. لشکر تورانی، دروازه‌های شهر بلخ را با همه دلاوریهای ایرانیان در هم شکستند و هنگامی که اشو زرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند حمله کردند و وی را کشتند. زرتشتیان در روز خورایزد و دیماه به آدریان و معابد روی می‌آورند و نیایش پروردگار یکتا را به جا می‌آورند. مرگ زرتشت در پنجم دی ماه گاه‌شماری ایرانی واقع شده‌است این روز را روز خورایزد گویند. به روایت برخی از نوشته‌های اوستایی زرتشت، پیامبر ایرانی پس از پایان رسالت خود که بخشی از آن آموزش راستی و رستگاری و آرامش به انسانها بود، در شهر بلخ به سر می‌برد. او هفتاد و هفت سال از عمرش می‌گذشت و در آتشکده شهر بلخ به آموزش و راهنمایی انسان‌ها می‌پرداخت و این هنگامی بود که گشتاسب کیانی، فرمانروایی آن سامان را به عهده داشت. گشتاسب و پسرش اسفندیار از بلخ که پایتخت آن زمان بود خارج شده بودند و فرمانروای تورانی ارجاسب، که دشمن دیرینه ایرانیان بود از موقعیت استفاده کرد و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشکری بسیار به ایران فرستاد. لشکر تورانی، دروازه‌های شهر بلخ را با همه دلاوریهای ایرانیان در هم شکستند و هنگامی که اشو زرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند حمله کردند و وی را کشتند. زرتشتیان در روز خورایزد و دیماه به آدریان و معابد روی می‌آورند و نیایش پروردگار یکتا را به جا می‌آورند. زرتشت پیامبر آریاهای هندی دارای خدایان بیشمار بوده اند که هرکدام از آنها را داوس میخواندند.زرتشت که نام او را در اوستا زرتوشه به معنی دارنده شتر زرد یا قوی است به فکر تجدید نظری در دین و آیین و دایی افتاد چون پیش از آمدن آریاها فلات ایران خالی از سکنه نبود و مردمی که بومی آنجا بودند در آن میزیستند،به فکر آن افتاد که آریاها را که دارای خدایان گوناگون بودندوهر تیره و قبیله به خدای خاصی گرایش داشتند متحد نماید و به یک خدا معتقدسازد او که نخستین پیامبر خداپرست و یکتاپرست آریایی است بر آن شد که خط بطلان بر همه خدایان بیشمار و دایی بکشد و آنها را از مقام الوهیت به درجه دیوی و ظلمت تنزل دهد.زرتشت به خدای یکتایی قایل شد که او را اهورا مزدا یعنی دانای توانا خواند.در پیش او همه خدایان آریایی و غیر آریایی و موجودات شریر و تاریکی و جانوران درنده و آزارنده و بیماریها و رنجها و مرگ در شمار دیوان محسوب میشدند زرتشت جهان آفرینش را به دو بخش متمایز تقسیم نمود که 1-اصل خوبیها به معنی مقدس (اسپنته مینو) و 2-اصل بدیها (آنگره مینو)یعنی معنای پلیدی خوانده است بنابراین همه خوبی ها از معنای نیک و همه بدیها از معنی و اصل بدی و اهریمن بودو این دلیل «بود که زرتشتیان قدیم را ثنوی یعنی قائل به دو اصل نیکی و بدی دانسته اند در مذهب زرتشت اهورا مزدا نورالانوار است و اساس سعادت دنیوی و اخروی را بر سه اصل اخلاقی نهاده که عبارتند از :کردار نیک-گفتار نیک-پندار نیک کتاب آسمانی زرتشت اوستا است که در طول زمان به آن اضافاتی شده است ولی قسمتی که مطمئنآ متعلق به زرتشت است گاتها است که اکنون در میان کتاب یسنا جای دارد.اوستا پیش از اسلام به بیست و یک نسک یا کتاب تقسیم میشد که اکنون بسیاری از آنها گم شده است اوستای موجود به پنج کتاب تقسیم میشود 1-یسنا به معنای نیایش و جشن 2-یشتها به معنی ستایش و قربانی دادن 3-ویسپرد به معنی همه مردان و بزرگان دین 4-وندیداد به معنای قانون ضد دیوان و5-خرده اوستا به معنی اوستای کوچک خط مخصوص اوستا را دین دبیره میخوانند.در روایتی دینی زرتشت آمده است که او کتاب خود را به نزد گشتاسپ برد و او را به دین خود خواند و او و پسرش اسفندیار از حامیان او شدند آیین او را در ایران بگسترانند در سفینه البحار از حضرت علی (ع) پرسیدند که چرا از زرتشتی ها باید جزیه گرفت او فرمود برای اینکه اهل کتاب هستند. شیخ مفید معتقد است که زرتشت پیامبر نبوده ولی از نزدیکان پیامبران بوده و آیین او شباهت بسیاری به اسلام دارد . ایران کشوری بسیار بزرگی بوده و قسمت اعظمی از قاره آسیا را شامل می شد و به همین علت زرتشت برای هدایت این مردم ظهور کرد از مهمترین عقاید زرتشت عقیده ثنویت(عامل نیکی و عامل بدی)است و این در ارکان توحید باعث شکاف میشود داستان کودکی زرتشت زرتشت مردی دهقان زاده بود و در پانزده سالگی مردم را به صلح و صفا دعوت میکرد.او پسر دهقانی به نام پورشیت بود که گاو شیری داشت و از آن گاو به زرتشت شیر میداد و از معجزات زرتشت آن بود که هنگام به دنیا آمدن خندید و این در حالی عست که کودکان در بدو به دنیا آمدن گریه میکنند لهراسب شاه هم عصر زرتشت پیامبر بود و او در شبی خواب دید که تعبیر آن خواب این بود که کودکی خواهد آمد که زادگاه او آذربایجان است او با پلیدی مبارزه میکند مفسران خانه زرتشت را به لهراسب نشان دادند و او به خانه زرتشت رفت و در آنجا نوزاد را دید و شمشیرش را از نیام بیرون کشید تا او را بکشد اما به قدرت خداوند دست او میان هوا و زمین خشک شد او به کاخ خود بازگشت و با اطرافیانش که دیوان واهریمنان بودند صحبت کرد و آنان گفتند که خود زرتشت را خواهند کشت پس آتشی عظیم برپا کردند و زرتشت را که از خانه پدر ربوده بودند به آتش انداختند اما باز هم به امر خدا آتش سرد شد و بر او اثر نکرد و مادرش که برای نجات کودک رفت با تعجب دید که او میان آتش نشسته و میخندد.مادرش او را برداشت و به خانه برد و فهمید که او کودکی عادی نیست پس در تربیت او اهتمام کرد و دشمنان فرزندش چندین بار دیگر به قصد جان زرتشت او را به کام حیوانات وحشی افکندند که هر بار او به امر خدا نجات پیدا کرد در داستان دیگری آمده که زرتشت در راه رفتن به سمت گشتاسب میبایستی از رودخانه ای عبور میکرد که در ساحل آن رودخانه زنهای برهنه نشسته بودند و او طوری یارانش را عبور داد که آنها زنان را نبینند زرتشت با بت برستان مباحثات فراوانی داشت و در همه مباحثاتش پیروز میگشت و عاقبت آنها پادشاه را وادار کردند که او را به زندان بیفکند ولی همین که بی گناهی او ثابت شد او را از زندان آزاد کرد مدت عمر زرتشت را هفتاد و هشت سال ذکر کرده اند و تعالیم عالیه او را در نیکی کردار و راستی گفتار و درستی اندیشه خلاصه کرده اند.او آفتاب را بزرگترین مظهر قدرت خداوند میدانست و آتش را مظهر نور در مقابل ظلمت(نه نماد خداوند)به همین علت آتشکده های فراوانی در ایران احداث گردید و تا قبل از حمله اعراب روشن بودند در قرآن کریم لفظ مجوس(در رابطه با زرتشت یا مانی) در سوره حج آیه هفده آمده است البته در آنجا ذکر نشده است که صاحب کتاب و شریعت باشند و شاید مراد از مجوس در قرآن کریم پیروان زرتشت باشند شاید هم پیروان مانی که قبل از زرتشت در عربستان وجود داشت بعضی از عقاید زرتشت مثل بقاء روح و جزا عمل و اوراد و نماز نظر مشرکان را به خود جلب کرده و تعدادی از اعراب را به سوی خود جلب نموده اما نفوذ زرتشت و مانی بعد از ظهور اسلام در مکه به کلی نابود شد ولی با وجود استیلای اعراب و پذیرش دین مبین اسلام توسط ایرانیان دین زرتشت نابود نشد و بسیاری از بزرگان دین به دنبال حمله اعراب از ایران گریختند و به هندوستان عزیمت کردند اما زرتشتیانی که در ایران مانده بودند با وجود مشکلاتی که طی قرنها برایشان به وجود آمد دست از دین آبا و اجدادی خود بر نداشتند و اکنون بسیاری از آنها در مناطق مختلفی از ایران از جمله یزد زندگی میکنند ولی بسیاری از عقاید آنها در طول تاریخ فرق کرده و به شکل امروزی در آمده است از جمله آداب و رسومی که زرتشتیان داشتند آن بود که آنها اجساد مرده های خود را دفن نمیکردند و آنها را بر بالای بلندی قرار میدادند تا بر اثر عوامل طبیعی یا حمله حیوانات نابود شوند و علت این کار آنا این بود که معتقد بودند جسد زمین تمیز را آلوده میکند ولی اکنون آنان اجساد خود را دفن میکنند اما از دیگر رسومی که در آیین زرتشت وجود داشته و به اسلام نیز آمده نقاره خانه ها میباشد که در هنگام طلوع و غروب آفتاب مینواختند تا به واسطه آن از این ستاره بزرگ قدردانی کنند اندرزهای زرتشت سه اصل بنیادین دین زرتشت عبارت است از کردار نیک و گفتار نیک و پندار نیک.پیامبر بزرگ ایرانیان باستان بر راستگویی تاکید فراوان داشت و همیشه به پیروان خویش میفرمود از دروغگویی بپرهیزید زیرا مادر همه گناهان است.اگر انسان بتواند راست بگوید از دست زدن به اعمال تاشایست و کردار نامناسب خودداری خواهد نمود زیرا دروغ فتنه انگیز و ویرانگر است.اگر انسان اندیشه پاک و سالم داشته باشد و راستگویی را پیشه خود کند ناخودآگاه کارهای نیک انجام میدهد و از اعمال زشت پرهیز مینماید.اگر همه انسانها بتوانند این سه اصل را در زندگی مراعات کنند به سعادت و خوشبختی دست خواهند یافت و جامعه ای که در آن زندگی میکنند به مدینه ای فاضله تبدیل خواهد شد گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک، مهمترین آموزه های زرتشت است

15 آبان, 1396 از
زیلایی را خبرنگارها خوب می‌شناسند؛ عکاس‌ها راه بلدش هستند، پای مسئولان اما کمتر به این منطقه رسیده است. نام زیلایی با محرومیت گره خورده است. روستاهایی که زیر سایه فقر نفس می‌کشند.پشت دیوار خانه‌های این منطقه، قصه زندگی دخترها اما یک قصه دیگر است. دخترها اینجا زود بزرگ می‌شوند، زودتر از هم‌سن و سال‌هایشان در دیگر شهرها، حتی زودتر از شناسنامه‌هایشان. آن‌وقت یکی می‌شوند مثل مینا نژدی اهل روستای آب بلوط پایین، که 26 ساله است اما شبیه هیچ‌کدام از 26 ساله‌هایی که ما دیده‌ایم نیست. حوالی ظهر است که به روستایشان می‌رسیم. مردها و زن‌ها ماشین گشت راهداری را می‌بینند و ما را دوره می‌کنند. جلو می‌آیند و از مشکلاتشان می‌گویند، فصل مشترک مشکلاتشان و گلایه‌هایشان، «نداری» است. نداری اما اینجا در این منطقه بیشتر از همه روی سر زن‌ها و دخترها سایه کرده؛ از همان روزهای کودکی پابه‌پایشان آمده و خیلی زود پیرشان کرده. آن‌قدر که 25 ساله باشند و پیر؛ 30 ساله باشند و پیر. 25 ساله اما پیر نداری، روی صورت تک تک زنان زیلایی، تازیانه زده. رد این تازیانه هرسال که گذشته، هرسال که آنها بزرگ‌تر شده‌اند، پررنگ‌تر شده. آن‌قدر که خودشان هم وقتی از سن و سالشان بگویند، لبخند بزنند تلخ و بپرسند: «خیلی پیرتر شده‌ایم؟!» آن‌وقت شما بمانید و یک جواب سخت برای یک سوال ساده. سوالی که مینا خودش جوابش را بداند و بگوید: «می‌دانم پیر شده‌ایم. ما اینجا آن‌قدر کار می‌کنیم که زود پیر می‌شویم.» حرف‌های مینا را، نسا و مریم هم که دخترعموهای مینا هستند با تکان دادن سر تائید می‌کنند. نسا دست هایش را جلو می‌آورد و می‌گوید: «ببین این دست‌ها مال یک زن 35 ساله است یا یک مرد...» دست‌های نسا شبیه دست‌های مریم است؛ خواهر 25 ساله‌اش که مثل او و بقیه زنان زیلایی از سوءتغذیه رنج می‌برد. پیری زودهنگام زن‌های روستا، صدای مردها را هم درآورده؛ مردهایی که یا پدرشان هستند یا همسرشان. مردهایی که می‌دانند در سرنوشت دخترها و زن‌هایشان، جز کار و سختی چیزی نوشته نشده است. این را هم نصرت‌الله حجتی‌فر به ما می‌گوید. نصرت‌الله هم بزرگ‌تر روستای آب بلوط است و هم پدر شوهر مینا. او هم از سختی‌هایی که دخترها و عروس‌هایش می‌کشند، گلایه دارد:« ما اینجا آب نداریم. زن‌ها با دبه‌های 40 لیتری می‌روند از چشمه آب می‌آورند. هر روز چندبار می‌روند و می‌آیند. این همه کار سنگین آنها را ضعیف و پیر می‌کند.» محروم مثل زیلایی قصه زندگی دختران منطقه محروم زیلایی، با کار شروع می‌شود. با بنه چینی، با جمع کردن هیزم، با چوپانی و بالا و پایین رفتن مداوم در دل منطقه‌ای کوهستانی. دخترها هفت هشت ساله که می‌شوند اگر شانس یارشان باشد راهی مدرسه می‌شوند، مدرسه‌ای که خیلی وقت‌ها نزدیک‌شان نیست، اگر هم شانس نداشته باشند از همین سن و سال، راهی کوه می‌شوند برای جمع کردن هیزم. بار هیزم می‌آورند تا اجاق خانه‌هایشان روشن باشد. خانه‌هایی که سال‌هاست در حسرت رسیدن لوله‌های گاز مانده ‌است. آرزویی که نسل به نسل جلو آمده و رسیده به بچه‌های نسل امروز. آن‌وقت کبری هم باید مثل روزهای جوانی مادرش ملکه، هر روز برای جمع کردن هیزم به کوه برود، سرنوشتی که می‌داند در انتظار دختری هم هست که در شکم دارد؛ دختری که هنوز به دنیا نیامده. اینجا در روستاهای منطقه محروم زیلایی، دخترها همه شبیه همند؛ زندگی‌شان یک شکل دارد، محرومیت اینجا بین اهالی روستا، بیشتر از همه زنان و دختران را نشان کرده است. محرومیت با سوءتغذیه، با کار سنگین و مداوم همراه شده و روی صورت هرکدام از زن‌ها یک نشان گذاشته؛ نشانی که سن و سال‌شان را بیشتر کرده. 25 ساله‌ها را شبیه 40 ساله‌ها کرده و 30 ساله‌ها را شبیه 50 ساله‌ها. آن‌قدر که خودشان هم وقتی توی آینه نگاه می‌کنند باورشان نشود که چندساله‌اند. آن‌قدر که مثل مهتاب آبرون، هربار که جلوی آینه می‌ایستند، دختری را ببینند که خیلی زود شبیه مادرش شده است، شبیه مادرش و بقیه زن‌های روستا. دختری که دوست داشته درس بخواند، مدرسه برود، اما نصیبش از مدرسه فقط دوکلاس سواد بوده؛ سواد نصفه و نیمه‌ای که حالا یادش رفته، آن‌قدر که حتی بسختی اسمش را بنویسد. زیلایی را حالا شما هم می‌شناسید، حالا خیلی‌ها می‌شناسند؛ قصه زیلایی حالا برای خیلی‌ها مساوی است با چهره دخترهایی که در جوانی پیر شده‌اند. دخترهایی مثل کبری، مینا، مهتاب، الصی‌جان، زرین، سکینه و فرخنده. دخترهایی که زود بزرگ می‌شوند، زود عروس می‌شوند و مادر. زن‌هایی که می‌دانند آن طرف دیوارهای خانه‌هایشان زندگی یک‌جور دیگر جریان دارد، یک‌جوری که شبیه زندگی آنها نیست. با کار سخت و مداوم شروع نمی‌شود، با محرومیت و نداری پیش نمی‌رود. اینجا قصه مادرها برای بچه‌هایشان، قصه آدم‌هایی است که در ساختمان‌های بلند شهرها زندگی می‌کنند، آب آشامیدنی دارند، گاز دارند، برق دارند. آدم‌هایی که شب‌ها گرسنه نمی‌خوابند، روزها سخت کار نمی‌کنند. اینجا خورشید که غروب می‌کند، هوا که تاریک می‌شود، وقت خواب که می‌رسد، مادرها با آرزوهایشان قصه می‌بافند، توی گوش بچه‌ها قصه می‌گویند؛ قصه دخترانی که پیر نیستند.