15 فروردین, 1396 از
نهایتش-هر-آدمی-یکروز-تمام-میشه#
بالاخره-یکروزی جوهرۀ وجود آدم‌ها ناگهان از خودشان فاصله می‌‌گیرند.
یک روز قطعه‌ای ماهیّتی و اصلی از وجودِ آنها برای همیشه از کالبدِ خسته‌شان جدا می‌‌شود.
و همه یک روز ناباورانه پی‌ میـــــبرند که احساساتشان، نیّات و همۀ آمال و آرزوها و اقداماتشان
جایی‌ فرسنگ‌ها دور از خانه، چون پژواک صدائی مبهم و یا سایه‌ای هزار ساله،
دیوانه وار، کوچه‌های غربت را ‌پرسه می‌‌زند.
یک روز نیاز به خداحافظی چنان اشتیاق به بودن و ماندن را به انجماد می‌‌کشاند، که حتی قلبِ به گور خفتگانِ خاموش، از ‌وهمِ این فراموشی عظیم،
‌در تاریکی‌ِ سرد خود مى گريد.
تأسّف اهل ایمان و خَیرِالعمل؛به کمبود نیکوکاریها... و حسّ خُسران و پشیمانی برای اهل گناه! که ؛ ای خدا....فرصت جبرانمان بده!!! اما خواهشـــی نشدنی و تمنّائی عبس! زیرا عقل و علم و مشورت نیکان و هدایتگری راهنمایان ره به جائی بجز تمسخر و عصیان و طغیان و خود برتربینی نداشته !!! امّا عدّه ای هم اغفال فریب فریبکاران بوده و انتخاب راهی بیهوده و هیچ و پوچ انگاری نظام هستی داشته اند!!! براستی مهر و آغوشِ پاک عشق و ترانۀ دوستی و نیکی و تبسّم،نشاط و سرافرازی برای هیچ یک از ما جایی‌ نداشت؟
Image result for ‫پست های جدید [کلمه غیر مجاز] معنی دار و قصار‬‎
ميـــروم در انزواي خلوتم پنــهان شوم