15 فروردین, 1396 از
مسیحیان صهیونیست
نویسنده: شهاب کاشفی
راستگرایان دینی نقشه خاورمیانه را ترسیم میکنند
به نظر میرسد این گونه سوالات صرفا به مسائل داخلی امریکا مربوط میشود.از این رو ضروری است که ما برای شناسایی ریشه های استنباطهای نظری و اعتقاداتی دینی راستگرایان مسیحی تانی و آرامش،تاریخ آنها را مطالعه کنیم.چرا که امروزه ترسیم نقشه خاورمیانه در دست این گروه قرار دارد و حتی اگر بگوییم بعد از حادثه 11 سپتامبر گروه یاد شده بر ترسیم نقشه نوین جهان حاکم شدند،سخن اغراق آمیزی نگفته ایم.چنان که امروز شاهد هستیم آمریکا به طور یک جانبه به اداره کردن (بحرانها و مسائل منطقه ای و بین المللی) در اقصی نقاط جهان میپردازد.
امریکا در قرن شانزده میلادی توسط مهاجران پروتستان (اروپایی) بنیانگذاری شد و همزمان با این مسئله جریان راستگرایان مسیحی نیز متولد گشت.لذا مذهب و کلیسای راستگرایان مسیحی در سرزمین جدید حاکم شد و بر بیشتر مناطقی که پیروان این جریان تا قرن هجدهم میلادی در آنجاها سکونت داشتند،سیطره پیدا کرد.بعد از آن ایالات متحده شاهد مهاجرت گروه انبوهی از مسیحیان کاتولیک بود.این مسئله موجب شد تا کلیسای پروتستان از این واهمه پیدا کند که کلیسای کاتولیک رهبری دینی مردم را به دست گیرد و امتیازاتی را که انها در برابر دولت به دست آورده بودند،از بین ببرد و بدین گونه رقیب کلیسای پروتستان شود.لذا قضیه جدایی دین از سیاست را مطرح کردند.به طوری که توانست در سال ((1789)) اولین تعدیل را در قانون اساسی آمریکا به وجود آورد.وجدایی دین از سیاست را به مرحله اجرا گذارد.
در این ماده قانونی آمده است:
((کنگره،هیچ قانونی در ارتباط با نهادینه کردن دین یا ممانعت از فعالیتهای دینی تصویب نخواهد کرد.))
مدت زمانی از ایجاد این تعدیل نگذشته بود که پروتستانها یک ماده الحاقی بدین مضمون به قانون اساسی ای کشور اضافه کردند
((آزادی بیان دینی حق تمام ادیان است.))
با گذشت زمان و نغییر در جامعه و جهان،ایالت متحده آمریکا توانست با کمک این مهاجران جدید یک ساختار نیرومند اقتصادی و نظامی برای خودش بنیان گذارد و سپس دایره نفوذش را به خارج از مرزهای آمریکا گسترش دهد.در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مهاجران پروتستان،احساس کردند جامعه ای که ساخته اند ثروتمند و با دیگر جوامع متفاوت است.این احساس بر انان تاثیر منفی گذاشت.چرا که تصور کردند از دیگر ملتها برترند و میتوانند بر انها تسلط پیدا کنند.خطرناک تر از این مسئله، اندیشه برتری طلبی است که در داخل جریانات راستگرایان مسیحی آمریکا به وجود امد و به ظهور گروهی موسوم به ((تندروهای پروتستان)) منجر شد.
این گروه معتقد است آمریکا به خاطر برتری که دارد،باید بر کل جهان حاکم شود و این تفکر،پایه ای برای توسعه امپراطوری شد.به هر حال به دنبال پایان یافتن جنگ دوم جهانی،چند گروه آمریکایی با هدف سازماندهی مجدد خود در جامعه تحت نظارت و پوشش کلیسای پروتستان به بازسازی و شکافتن پوسته قدیمی خود دست زدند.آنها به تشکیل ائتلافها ،سازمانها،جمیعهتها و هیاتهای چندی در چاچوب جامعه مدنی اقدام کردند.مانند،((سازمان اکثریت اخلاقی))،((ائتلاف انجیلی ملی)) و دهها سازمان و ائتلاف دیگر.
پس از آنکه این جمیعتها، سازمانها و هیاتها از مرحله تنظیم و بنیانگذاری ائتلاف گذشتند و شروع به گسترش نفوذ خود در سراسر جامعه امریکایی به ویژه در بخشهای رسانه ای، فرهنگی و سیاسی کردند.آنها در تبلیغات انتخاباتی سرمایه گذاری کردند و کار خود را محدود به نامزدهای پروتستان نکردند،بلکه این فعالیت نامزدهای لائیک،یهود و ... را نیز در بر گرفت.با این حال آنها اصول مذهب پروتستان را نیز رعایت میکردند.
نفوذ صهیونیسم در راستگرایان مسیحی:
درباره چگونگی گسترش راستگرایان مسیحی در جامعه مدنی آمریکا باید گفته شود که،این گروه با کمک و ائتلاف لابی صهیونیستی در جامعه آمریکا رشد و نمو پیدا کرد.زیرا لابی صهیونیستی دارای کارشناسان بزرگ برجسته ای در سازماندهی هیاتها،موسسات و جمعیتهای مدنی بود.لابی صهیونیستی به خوبی میتوانست در راه تامین منافع،فشار وارد کند.این موضوعات سرانجام به ظهور جریانی قوی و قدرتمندی در داخل مذهب پروتستان منجر شد که به نام ((صهیونیسم مسیحی)) شناخته میشود.
اکنون رهبری این جریان در آمریکا به عهده کشیش ((پت روبرتسون)) است.جریان یاد شده در آمریکا تحت عنوان((ائتلاف مسیحی)) شناخته میشود.که یک میلیون نفر عضو دارد.کشیش ((پت روبرتسون)) یک امپراطوری را اداره میکند که بر موسسات بزرگ رسانه ای همچون شبکه خبری ((فاکس نیوز)) ، ((ان.بی.سی)) و ((سی.ان.ان)) تسلط دارد.
مهمترین عقاید صهیونیت مسیحی بر سه محور استوار است:
اول،ایمان به بازگشت حضرت مسیح(ع) و این که این بازگشت مشروط به برپایی دولت اسرائیل است.
دوم،تشکیل دولت اسرائیل و این که برپایی این دولت محقق نخواهد شد مگر با بازگشت یهودیان به فلسطین.
سوم این که تنها شریعت خدا تورات است و این دین باید در فلسطین درباره یهودیان اجرا شود.زیرا انان ملت برگزیده خداوند هستند.
در اینجا باید گفت که موضوعات فوق در اعلامیه ((بالفور)) ، تشکیل دولت اسرائیل،مهاجرت یهودیان به فلسطین و حمایت و کمک به دولت تل آویو در چارچوب قوانین بین المللی نقش اساسی داشت.فعالیت جریان صهیونیسم مسیحی با به قدرت رسیدن ((رونالد ریگان)) ریس جمهور اسبق آمریکا در سال 1980 اوج گرفت.در دهه 80 قرن بیستم بود که راستگرایان دینی و سیاسی با هم درآمیختند......این در حالی بود که ریگان به جریان راستگرایان سیاسی محافظه کار تمایل داشت و فردی متدین نبود.
با این حال ریگان راستگرایان مذهبی را به عنوان اسلحه مهم در جنگ سرد مورد استفاده قرار داد.ریگان در آن زمان به شوروی ((امپراطوری شر))لقب داد و این درست برخلاف سیاست همگرایی بود که ریچارد نیکسون ریس جمهور اسبق آمریکا در دهه هفتاد میلادی آن را درپیش گرفته بود.
در زمان ریاست جمهوری کلینتون نفوذ این جریان به صورت آشکار نبود.اما در همین دوران بود که جریان یاد شده توانست قانون آزادی مذهبی را در آمریکا به تصویب برساند.این قانون به دولت امریکا اجازه میدهد تا در امور کشورهای جهان براساس مذهب مداخله کند.سپس قانون مذکور به صورت راهنمایی که نمیتوان آن را نادیده گرفت،درامد و به یکی از اصول اساسی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد.
وقتی که بوش مجدا متولد شد
((جرج بوش پسر)) یکی از راستگرایان اصولگرای مذهبی آمریکا به شمار میرود.بوش قبلا فردی دور از خدا بود.اما صبح یکی از روزها سال 1995 به طور ناگهانی در خود احساسی را کشف میکند که باید به سوی خدا بازگردد.
این مسئله براسا تعبیرات مذهب پروتستان ((تجدد)) نامیده میشود.یعنی بوش تبدیل به شخص دیگری شده،از نو متولد گشته و اکنون فردی متدین است.بر این اساس میتوان گفت این اولین باری است که در تاریخ آمریکا یک فرد راستگرای دینی مسئولیت اداره حکومت را برعهده میگیرد.این جریان ییشتر بر وزارتخانه های دولت بوش سیطره دارد و ساختار نظام دولت بوش را تشکیل میدهد.افزون براین معاون ریس جمهور،وزیر دفاع،وزیر دادگستری و معاون وزیر دفاع آمریکا به این جریان وابستگی دارند.ذکر این نکته در اینجا خالی از لطف نیست که چنانچه مسلمانان بخواهند طلسم سیاست های خارجی آمریکا را بشکنند باید به طور کامل با نظرات و اعتقادات راستگرایان آمریکا آشنایی داشته باشند.زیرا این جریان بر تمام ساختار سیاسی دولت بوش حاکمیت داد.به هر حال آنایی با دیدگاههای دینی و فکری آنان مانند عصای سحر امیزی برای شکستن طلسم سیاستهای (خارجی)دولت آمریکاست.چه بسا آشنایی با ((جنبش تدبیری)) که یکی از مهمترین و خطرناک ترین جنبشهای اصولگرای صهیونیسم مسیحی است ما را در درک و فهم اعتقادات دینی و نظری دهها سازمان و جنبش دیگر صهیونیسم مسیحی هدایت کند.
در این جا مناسب است یاداوری شود ((رونالد ریگان)) ریس جمهور اسبق به این جنبش وابسته بود.خاطر نشان میشود جنبش تدبیری با شکل گیری دولت اسراییل در آمریکا شکل گرفت و در اواسط دهه 80 میلادی بیش از 40 میلیون آمریکایی در آن عضویت داشتند و اکنون بر تعداد زیادی از وسائل ارتباط جمعی امریکا سیطره و ایستگاههای تلویزیونی ماهواره ای مخصوص را نیز در تملک خود دارد.البته مقامات بلند پایه ای کاخ سفید،شورای امنیت ملی،بخش سیاست وزارت خارجه و نظامیان متخصص در درگیریهای اعراب و اسراییل در این شبکه های تلویزیونی مشارکت دارند.این جنبش معتقد است که خداوند در کتاب مقدس به طور واضح خبرهایی را که درباره چگونگی تدبیر خود در جهان هستی و سرانجام آن بیان کرده است.همانند برپایی دولت اسرائیل و بازگشت یهودیان به آن،سپس حمله دشمنان خدا به اسراییل و شعله ور شدن جنگ اتمی ((آرمگدون)) این جنگ هسته ای ویرانیهای بسیار و میلیونها کشته به جای میگذارد.
پس از این رخدادها حضرت مسیح ظهور میکند تا پیروان خود را از اتشی که گرفتار انند نجات بخشد و این همان چیزی است که یهودیان به آن ایمان دارند.سپس صلح و ارامش در حکومت حضرت مسیح استقرار میابد.این حکومت هزار سال در زیر اسمان و روی زمین جدید ادامه پیدا خواهد کرد.
همچنین اعضای وابسته به جریان ((جنبش تدبیری)) مثل بقیه جنبشها و سازمانهای راستگرای دینی و صهیونیستی به این نکته اعتقاد دارند که تشکیل دولت یهودی در سرزمین فلسطین نشانه نزدیک شدن ظهور حضرت مسیح (ع) است و تا زمانی که یهود به طور کامل بر فلسطین تسلط پیدا نکرده و قدس به عنوان پایتخت آنان به شمار نیامده است.ظهور حضرت مسیح(ع) به تاخیر خواهد افتاد.البته پیش از ظهور حضرت مسیح(ع) جنگ اتمی میان اسرائیل و دشمنانس واقع میشود که تعداد بی شماری زندگی خود را در این جنگ از دست میدهند و این اخرین جنگ روی زمین خواهد بود.
شاید این اعتقاد برای ما بیان میکند که چرا امریکا اصرار بر مسلح کردن اسرائیل به سلاحهای پیشرفته و اعطای فناوری جدید و حمایتهای همه جانبه از اقدامات آن در سرزمین فلسطینی و خارج از آن دارد.
بر اساس اندیشه های صهیونیسم مسیحی،آمریکا آمادگی تحقق این پیشگوییها و ضمانت پیروزی اسراییل بر دشمنانش در این جنگ ویرانگر را((آدمگدون))واژه ای عبری به معنای تپه ای شریفان است و آن تپه بزرگی واقع در شمال فلسطین است.اعضای ((جنبش تدبیری)) ایمان دارند که وظیفه مهم آنان فراهم کردن مقدمات ظهور حضرت مسیح (ع) است.لذا برای نیل بدین مقصود،تضعیف نظامی اعراب (مسلمانان) حمایت مالی،سیاسی،نظامی،تقویت فناوری هسته ای اسراییل را از جمله وظایف خود میدانند.
اعضای این جنبش معتقدند این حق الهی،قانونی و تاریخی یهودیان است که به سرزمین اسرائیل ((فلسطین)) بازگردند و خداوند به ملتهایی که با اسراییل همراهی کنند کمک خواهد کرد.از رو مواجهه و رویارویی با اسراییل یعنی رویارویی خدا،و این مفهوم همان سخنانی است که((راجر جیسون)) سناتور کنگره آمریکا در سال 1981 در نشست صهیونیستها اظهار داشت:((امریکا به این خاطر با برکت است که ما،یهودیان پناهنده به کشورمان را پذیرفتیم و به آنان احترام میگذاریم و از اسرائیل دفاع میکنیم.زیرا ما به حق اسراییل در کشور ((فلسطین)) اعتراف کردیم.
اکنون این اعتقادات در نظر مردم آمریکا مخصوصا راستگرایان دینی آنها تقویت شده است که.مثلا خانم ((گریس هالسل)) نویسنده کاتولیک آمریکایی در کتاب پیشگویی و سیاست نوشته است:
((اسراییل بر کشورهای اعراب خود پی در پی پیروز میشود و اوج این پیروزیها حمله به جنوب لبنان است.دریک نظر سنجی که موسسه ((پتکیلوفینش)) در سال 1984 انجام داده مشخص شده 39 درصد مردم آمریکا ایمان دارند که جهان با سلاحهای اتشین نابود خواهد شد.در همین حال تحقیقاتی که موسسه امریکایی ((نلن)) انجام داده است نشان میدهد 61 میلیون آمریکایی از مبشران شنیده اند که میگویند ما نمیتوانیم کاری انجام دهیم تا از وقوع جنگ اتمی جلوگیری کنیم.
آمریکا و صهیونیست ها....کراهت دو جانبه:
نکته ای ظریفی که در اینجا وجود دارد آن است که حمایت همه جانبه مسیحیان راستگرای آمریکایی از اسراییل به معنای ایمان داشتن آنان به ایین یهودیت و احساس دوستی و مهربانی با ایشان نیست.راستگرایان مذهبی آمریکا معتقدند حضرت مسیح(ع) تمام یهودیانی را که به وی ایمان نیاورند خواهد کشت. راستگرایان مسیحی بدین خاطر رژیم صهیونیستی حمایت میکنند که آن را وسیله ای برای تحقق پیشگوییهای میدانند.از این رو عجیب نیست رهبران یهود،در آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایمان به این پیشگوییها نهایت استفاده را ببرند.یهودیان به اشکال مختلف از حمایت و تایید آمریکا در زمینه های سیاسی و اقتصادی به طور نامحدود برخوردارند..از آن جمله میتوان به سفرهای گرشگران آمریکایی به اسراییل،جمع آوری کمکهای مالی و سیاسی دولت واشنگتن اشاره کرد.
در حقیقت باید گفت اعتقادات راستگرایان
در حقیقت باید گفت: اعتقادات دینی راستگریان آمریکایی خطری برای کشورهای اسلامی و عربی محسوب میشود.به نظر میرسد اندیشه های نظری و سیاسی این جریان ارتباط تنگاتنگی با ان اعتقاد دارد.افزون بر این اهمیت این اعتقادات و نقش آن در سیاست آمریکا به هیچ وجه کاسته نشده نشده است.در اینجا مناسب است سخنی از((کریستول)) پدر روحانی جریان راستگرایان مسیحی آمریکا به میان بیآوریم.او معتقد است که اساس اندیشه راست مذهبی باید بر سه محور استوار باشد که عبارتند از:دین،قومیت و رشد اقتصادی،.
کریستول اعتقاد دارد ((دین)) نیروی مهمی است که خصوصیات بشر را تشکیل میدهد و صفتهای دافع او را منظم میسازد.((قومیت))،ارتباط انسان با تاریخ و نقش اعتقادات وی را روشن مینماید.سپس ((کریستول)) ملت آمریکا را ملتی اعتقادی توصیف و اضافه میکند:((رشد اقتصادی)) که در این کشور دیده میشود به خاطر پایبندی (مردم) به دستورات اخلاقی مذهبی پرتستان است.
مهمترین و خطرناک ترین اعتقاد و ایمان کریستول این است که آمریکا چاره ای جز آنچه که اکنون در جهان انجام میدهد ندارد.لذا این یکی از مسولیت هایی است که بنابر حکم جبر تاریخ برآن تحمیل شده است،حتی اگر در این زمینه با شکست مواجه شود.همانطوری که در جنگ ویتنام یا سومالی با آن روبه رو شد.این اندیشه ها بر جریان راستگرایان دینی در آمریکا حاکمیت دارد.
جیمی کارتر:
اندیشه دینی و سیاستمداران راستگرای دولت آمریکا بر چهار محور اساسی متمرکز شده است.در راس این مسائل نفی اقدام گروهی است و این اقدامات بیت المللی باید تحت رهبری آمریکا یا با اقدام (مستقیم) آن کشور باشد وگرنه از نظر آنان مردود است.شاید این تفکر بیانگر علت خروج آمریکا از قراردادهای بین المللی باشد.
مهمترین این قراردادها و پیمانهای بین المللی که آمریکا از آنها عقب نشینی کرده است،عبارتند از:پیمان دفاع ضد موشکی، منع تولید مینهای ضد نفر،مبارزه با پول شویی،خوداری از تولید سلاحهای کوچک،پیمان کیوتو (مربوط به محیط زیست)،خارج شدن از شروط سازمان تجارت جهانی،سرنگونی رژیم صدام_با اینکه تمام جهان و حتی ملت آمریکا با آن مخالف بود_لغو پیمان آی بی ام که میان شوروی سابق و آمریکا در سال 1972 منعقد شده بود.اگرچه با این اقدام،در روابط با چین،روسیه و کشورهای اروپایی چالش به وجود آمد،اما رامسفلد وزیر دفاع آمریکا گفت:آنها جزیره های جدا از یکدیگر هستند که ساختار سیاسی یکپارچه ای را تشکیل میدهند.
دومین موضوعی که بر ساختار فکری راستگرایان مسیحی حاکم است،عدم پذیرش نیروی مخالف آمریکا در جهان یا دنیای چند قطبی و مطرح کردن تقسیم قدرت در جهان است.این مسائل به ایجاد تنش میان آمریکا با هم پیمانانش به ویژه با اتحادیه اروپا منجر میشود.
به کار گیری نیروی نظامی برای اجرای سیاستهای خارجی آمریکا سومین جایگاه را نزد این جریان دارد.این مسئله اکنون شالوده سیاست بین الملل آمریکا را تشکیل میدهد.زیرا این کشور در برخورد و رویارویی با دیگر کشورهای جهان بر نیروی نظامی خود تکیه میکند.از این رو عجیب نیست بوش اصرار بر حمله به عراق به هر بهانه ای را داشت.
همزمان با تسلط نظامی آمریکا بر جهان_بر اساس دیدگاه و تمایلات جریان راست دینی در دولت این کشور_واشنگتن تسلط فکری و فرهنگی خود را از راه تبلیغ ارزشهای آمریکایی به جهان تحمیل میکند.بر همین اساس آمریکا از برخی دولتهای عربی میخواهد که آموزش های مذهبی خود تغییر دهند و ساختار ارزشهای آمریکایی در تضاد نباشد.این مسائل به خوبی مشخص میسازد که منظور از خیر و شر در سخنرانی مقامات آمریکایی چیست.
صهیونیسم مسیحی و اتش زدن مسجدالاقصی
صهیونیستها هیچ تردیدی ندارند که موفق شده اند اعتقادات و اندیشه های راستگرایان مذهبی را در راستای نحققق اهداف اشغالگری استعماری خود قرار دهند.مثلا بهره برداری از پیشگوییهای ((آرمگدون)) (هرمجدون) باعث این شد مسیحیان آمریکایی که ایمان بدان دارند با توجه به واقعیتهای موجود، همکاری آگاهانه با یهودیان داشته باشند.((صهیونیست_مسیحیان)) آمریکا را مجبور کردند حال را بینند و اینده را در چارچوب مشخص و محدودی نگاه کنند.لذا این مساله در حمایت همه جانبه مسیحیان آمریکا از طرحهای صهیونیست ها انعکاس داشت.از آن جمله میتوان به مهاجرت یهودیان به فلسطین اسکان آنها در این سرزمین و اخراج فلسطینیان از این دیار (حتی با قتل علم آنان) اشاره کرد.همدلی و همراهی مسیحیان توراتی (راستگرای افراطی) با خون آشامان صهیونیسم به حدی است که در کشتارهای فلسطینیها شرکت داشته اند.مثلا پت روبرتسون در کنار شارون در حمله به لبنان و کشتار وحشیانه آنها شرکت داشته است.این موضوع به غیر از آن است که داوطلبان مسیحی صهیونیست در کنار ارتش صهیونیستی (علیه فلسطینیها و لبنانیها) جنگیده اند.این مطلب در کتاب پیشگویی و سیاست خانم گریس هالسل آمده است.زیرکی و حیله گری صهیونیستها این است که بیشتر تلاش آنان برای به آنیش کشیدن مسجدالاقصی یا ویران ساختن آن است.این تلاش آنان برای برپایی هیکل داوود و برنامه هایی است که مسیحیان توراتی (صهیونیسم) مومن به پیشگویی آرماگدون (هرمجدون) بدان اعتقاد دارند.
با وجود حمایت همه جانبه راستگرایان مسیحی از اسراییل،حملات آنان علیه مسلمانان و اعراب کاهش پیدا نکرده است.عجیب نیست که ((پت روبرسون )) اسلام را ((دین منحوسین)) توصیف میکند.
همانطور که میدانید روبرتسون یکی از رهبران راست افراطی است که بوش را کمک کرد تا به هرم قدرت صعود کند.
روبرتسون در یک برنامه تلویزیونی گفت:
((اسلام انحرافش از مسیحیت و یهودیت بیشتر نیست و عجیب است که بعضی از آمریکاییها_آمریکاییهای آفریقایی تبار_این دین را انتخاب کرده اند...این کمتر از دیوانگی نیست مسلمانان و اعراب آفریقایی ها را اسیر کردند و به ما فروختند.))
دامنه هجوم علیه اسلام به وزرای دولت آمریکا نیز کشیده شده است.مثلا ((جان اشکرافت)) وزیر دادگستری اولین مقام رسمی بود که آشکارا علیه قران سخن گفت و دین اسلام را آیین مرگ توصیف کرد.وی گفته است که خدای مسیحیان فرزند خود را به خاطر زندگی قربانی کرد.اما خدای مسلمانان به آنها اجازه میدهد تا برای دین شان فرزندان خود را به دست مرگ بسپارند.
مجله ((مادر جونز)) در ژوئن 2009 فاش ساخت چندین اداره فرهنگی آمریکا مشغول ترویج شبهات روشنفکران غربی درباره قران هستند.آنان با تشکیک در صحت قرآن،خواستار از بین بردن آن شده اند تا از این طریق تعصب و تندروهای (برخی مسلمانان) از بین برود.آنها پیشنهاد کرده اند کتاب دیگری جایگزین قران شود.بارها تهاجم علیه اسلام توسط روزنامه ها و مجلات و کشیشان آمریکایی انجام شده است.آنها اسلام را منبع شر معرفی میکنند که تروریست از آن متولد میشود.
همانطور که مجلات و شبکه های تلویزیونی آمریکا به قرآن حمله ور میشوند و برخی از کشیشها ،مثل فالویل به طور جنون آمیز اسلام و اعراب را مورد حمله قرار میدهند.
روزنامه ((لس آنجلس تایمز)) نیز تاکید کرده بود که دولت آمریکا و موسسات وابسته به آن تحت تاثیر نفوذ جریان راستگرایان مذهبی تندرو قرار دارد.به طوری که آنان خواستار عدم دخالت (آمریکا) در برقراری صلح و ارامش در خاورمیانه شده اند و بوش نیز به اسراییل چراغ سبز نشان داده است که با برخورد نظامی با عملیات انتحاری (شهادت طلبانه) فلسطینیها آزادی کامل داشته باشد.این روزنامه عنوانهای یک سلسله مقالاتی را اورده که توسط متفکران محافظه کار نظیر ((کریستول)) و ((ویلیام پینت)) در رسانه های ارتباط جمعی آمریکا منتشر شده است.این متفکران راست گرای مذهبی تعبیراتی همچون ((اضطراب اخلاقی)) و ((خواهش از کلینتون)) برای از سرگیری روند صلح خاورمیانه به کار برده اند.اما موسسه ((الس کتف انتلرس ریفو)) که تحت مدیریت ((لیندون لاروش)) سیاستمدار پیشین آمریکاست،در مجله هفتگیش نوشته است،جنگ مذهبی در خاورمیانه هرگز واقع نخواهد شد تازمانی که پشت آن ائتلاف سازمانهای راستگرای یهودی مومن به شعار اسرائییل بزرگ حضور نداشته باشند.البته باید در این سازمانها نمایندگانی از سوی افراد صاحب نفوذهمچون ریس شورای یهودیان جهان و راستگرایان تندرو مسیحی آمریکا شرکت داشته باشند.زیرا آنان معتقدند پس از جنگ ارماگدون (هرمجدون) قرن 21، قرن خوبی خواهد بود.
این حقایق به ما نشان میدهد رقابت تنگا تنگ روسای جمهور آمریکا برای بدست آوردن رضایت اسراییل ناشی از گروه فشار یهودیان نیست بلکه تاثیر نفوذ لابی صهیونیسم مسیحی آمریکاست.در حقیقت صهیونیسم مسیحی آمریکا با گروههای سیاسی این کشور بر مراکز تصمیم گیری آمریکا تسلط دارند ائتلاف کرده اند.به نظر میرسد چنانچه این جریان در مراکز دولتی آمریکا همچنان حضور داشته باشد دوستان آمریکا در جهان عرب در وضعیت خطرناکی قرار خواهند گرفت.