15 فروردین, 1396 از
مناجات بسیار زیبا با خدا درباره مرگ.
وَارْحَمْني لِضَعْفي سَيدي عَلَيكَ مُعْتَمَدي وَمُعَوَّلي وَرَجآئي
به من رحم كن اي آقاي من. بر تو است اعتماد و تكيه و اميد
وَتَوَكُّلي وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي وَبِفِنائِكَ اَحُطُّ رَحْلي وَبِجوُدِكَ اَقْصِدُ
و توكل من و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت) اندازم و به جود تو خواهشم را
طَلِبَتي وَبِكَرَمِكَ اَي رَبِّ اَسْتَفْتِحُ دُعآئي وَلَدَيكَ اَرْجوُ فاقَتي
جويم و به كرم تو اي پروردگار من دعايم را آغاز كنم و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود را دارم
وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيلَتي وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامي وَاِلي جوُدِكَ وَكَرَمِكَ
به توانگري تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو به‌پا ايستم و به جود و كرم تو
اَرْفَعُ بَصَري وَاِلي مَعْروُفِكَ اُديمُ نَظَري فَلا تُحْرِقْني بِالنّارِ وَاَنْتَ
ديده بگشايم و به نيكي تو چشم دوزم پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوي مني و در دوزخم
مَوْضِعُ اَمَلي وَلا تُسْكِنِّي الْهاوِيةَ فَاِنَّكَ قُرَّه عَيني يا سَيدي لا
سكونت مده كه تو نور چشم مني اي آقاي من
تُكَذِّبْ ظَنّي بِاِحْسانِكَ وَمَعْروُفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتي وَلا تَحْرِمْني ثَوابَكَ
گمان مرا به احسان و نيكي‌ات دروغ و بي اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم مني و از پاداش نيكي‌ات محرومم مساز كه
فَاِنَّكَ الْعارِفُ بِفَقْري اِلـهي اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلي وَلَمْ يقَرِّبْني مِنْكَ
تو به نداري من آشنايي. خدايا اگر مرگم نزديك شده ولي كردارم مرا به تو نزديك نكرده
عَمَلي فَقَدْ جَعَلْتُ الاِْعْتِرافَ اِلَيكَ بِذَنْبي وَسآئِلَ عِلَلي اِلـهي اِنْ
من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم. خدايا اگر درگذري كيست كه سزاوارتر از تو
عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلي مِنْكَ بِالْعَفْوِ وَاِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ اَعْدَلُ مِنْكَ فِي
به گذشت باشد و اگر عذاب كني پس كيست كه در حكم عادل‌تر از تو باشد
الْحُكْمِ ارْحَمْ في هذِهِ الدُّنْيا غُرْبَتي وَعِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتي وَفِي الْقَبْرِ
رحم كن در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگي‌ام و در قبر به
وَحْدَتي وَفِي اللَّحْدِ وَحْشَتي وَاِذا نُشِرْتُ لِلْحِسابِ بَينَ يدَيكَ ذُلَّ
تنهايي‌ام و در لحد به وحشت و بي‌كسي‌ام((اگه من اینطوری وارد جهان اخرت بشم چه کنم)) و هنگامي كه در برابرت به پاي حسابم آورند به خواري
مَوْقِفي وَاغْفِرْ لي ما خَفِي عَلَي الاْدَمِيينَ مِنْ عَمَلي وَاَدِمْ لي ما بِهِ
جايگاهم رحم كن ((اخه من کاری نکردم.حسابامو درست نکردم.حلالیت نگرفتم)) و بيامرز براي من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا
سَتَرْتَني وَارْحَمْني صَريعاً عَلَي الْفِراشِ تُقَلِّبُني اَيدي اَحِبَّتي
پوشاندي و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دست‌هاي ياران مرا به اين سو و آن سو كنند.((نفسمم منو گول میزنه میگه توکه هنوز چیزیت نیست هنوز وقت داری هنوز جوونی بذار یکم پیر شی بعد توبه میکنی.خدایا به ناله های 3ساله کربلا زمن بگذر از گناهام بگذر.))
وَتَفَضَّلْ عَلَي مَمْدوُداً عَلَي الْمُغْتَسَلِ يقَلِّبُني صالِحُ جيرَتي وَتَحَنَّنْ
بر من رحم كن و در آن حال كه روي سنگ غسالخانه دراز كشيده‌ام و همسايگان شايسته‌ام به اينطرف و آنطرف مي‌گردانند.:((همچین که میمیرم زود منو میشورن،زود کفنم میکنن به سوی قبرستون میبرن.هر چی میگم من نمردم.من هنوز زنده ام منو کجا میبرید اما کسی صدامو نمیشنوه.))
عَلَي مَحْموُلاً قَدْ تَناوَلَ الاَْقْرِبآءُ اَطْرافَ جَِنازَتي وَجُدْ عَلَي مَنْقوُلاً
بر من تفضل كن و هنگامي كه خويشان اطراف جنازه‌ام را بر دوش گرفته‌اند با من مهرباني فرما:((((وقتی داخل قبرم میذارند طرف راست صورتمو رو خاکا قرار میدن، یکی میاد تلقین میخونه.افعل-اسما یا فلان بن فلان..........اونایی که اومدن فاتحه ای میدن میرن.کسی نمیمونه.انقدر تاریکه قبرم.چنان وحشت به میت دست میده زبان دیگه بند میاد.کی به داد من میرسه.یاحسین-یکی میگه یاعلی-یکی میگه یا امام رضا.هرکی ارباب خودشو صدا میزنه.ابکی زظلمت قبری گریه میکنم برای تاریکی قبرم برا تنگی قبرم.الهی العفو))
قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحيداً في حُفْرَتي وَارْحَمْ في ذلِكَ الْبَيتِ الْجَديدِ
وهنگامي كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن و به غربت من در آن خانه تازه و نو((فرمود برا ادم گنه کار وقتی تلقین میخونن تو قبر میذارن چنان قبر فشارش میده که اول غذایی که از شیر مادر خورده هر چی هست از استخوناش میزنه بیرون حسین جان مادرمون اول غذایی که به ما داد تربت تو بوده.امام صادق فرمود:وقتی شیعیان مارو تو قبر میزارن چنان دل مومن میگیره.خطاب میرسه تنهات گذاشتن من مونس توام،از بالا سرش دریچه ای باز میشه چهارده معصوم وارد میشن.تمام قبرش نورانی میشه.خطاب میرسه به دوملک سوال دارید از ما بکنید.همه کارش ماییم.این نوکر ماست از همه دنیا خسته شده هر سوالی دارید از ما بکنید ما میگیم.میپرسن:من ربک-من نبیک-من قبلتک.من امامک. یکی میگه منم منم.تو کیستی جواب ن[کلمه غیر مجاز] و منکر و میدی میگه من حسینم..یا حسین.یا حسین.بیا نگار اشنا شب غمم سحر نما مرا به نوکری خود شه ها تو مفتخر نما.ای گل وفا حسین.معدن سخا حسین میکشی مرا حسین.میکشی مرا حسین.))
غُرْبَتي حَتّي لا اَسْتَاْنِسَ بِغَيرِكَ يا سَيدي اِنْ وَكَلْتَني اِلي نَفْسي
رحم كن به‌طوري كه به‌جز تو انس نگيرم. اي آقاي من اگر مرا به خودم واگذاري
هَلَكْتُ سَيدي فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْني عَثَرْتي فَاِلي مَنْ اَفْزَعُ اِنْ
هلاك گردم. آقاي من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيري و به كه پناه برم
فَقَدْتُ عِنايتَكَ في ضَجْعَتي وَاِلي مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتي
اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به كه ملتجي گردم اگر تو غمم را برطرف نكني،
سَيدي مَنْ لي وَمَنْ يرْحَمُني اِنْ لَمْ تَرْحَمْني وَفَضْلَ مَنْ اُؤَمِّلُ اِنْ
آقاي من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكني و فضل كه را آرزو كنم
عَدِمْتُ فَضْلَكَ يوْمَ فاقَتي وَاِلي مَنِ الْفِرارُ مِنَ الذُّنوُبِ اِذَاانْقَضي
در روز نيازمندي‌ام اگر فضل تو را گم كنم و به‌سوي چه كسي از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم
اَجَلي سَيدي لا تُعَذِّبْني وَاَ نَا اَرْجوُكَ اِلـهي حَقِّقْ رَجآئي وَآمِنْ
به‌سر رسد. اي آقاي من مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما. خدايا اميد مرا تحقق بخش
خَوْفي فَاِنَّ كَثْرَةَ ذُنوُبي لا اَرْجوُ فيها اِلاّ عَفْوَكَ سَيدي اَ نَا اَسْئَلُكَ ما
و ترسم را امان بخش، زيرا در اين گناهان بسيار اميدي جز به عفو تو ندارم. اي آقاي من از تو خواهم چيزي را
لا اَسْتَحِقُّ وَاَنْتَ اَهْلُ التَّقْوي وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ فَاغْفِرْ لي وَاَلْبِسْني مِنْ
كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكاري هستي و اهل آمرزشي، پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامه‌اي بر
نَظَرِكَ ثَوْباً يغَطّي عَلَي التَّبِعاتِ وَتَغْفِرُها لي وَلا اُطالَبُ بِها اِنَّكَ ذوُ
من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤاخذه قرارم مده كه تو داراي
مَنٍّ قَديم وَصَفْح عَظيم وَتَجاوُز كَريم اِلهي اَنْتَ الَّذي تُفيضُ
منتي ديرينه و چشم پوشي بزرگ و گذشت بزرگواري هستي. خدايا تويي كه فيض خود را
سَيبَكَ عَلي مَنْ لا يسْئَلُكَ وَعَلَي الْجاحِدينَ بِرُبوُبِيتِكَ فَكَيفَ
حتي بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگاري‌ات فروريزي پس چگونه نسبت به كسي كه
سَيدي بِمَنْ سَئَلَكَ وَاَيقَنَ اَنَّ الْخَلْقَ لَكَ وَالاَْمْرَ اِلَيكَ تَبارَكْتَ
از تو درخواست كند و يقين داند كه جهان خلقت از تو و كار به‌دست تو است؟ برتري
وَتَعالَيتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ سَيدي عَبْدُكَ بِبابِكَ اَقامَتْهُ الْخَصاصَه
و والايي اي پروردگار جهانيان، اي آقاي من بنده ات به درگاهت آمده و تنگدستي او را پيش روي تو
بَينَ يدَيكَ يقْرَعُ بابَ اِحْسانِكَ بِدُعآئِهِ فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ
واداشته و به وسيله دعاي خود در خانه احسان تو را مي‌كوبد پس آن روي بزرگوارت را از من
عَنّي وَاقْبَلْ مِنّي ما اَقوُلُ فَقَدْ دَعَوْتُ بِهذَا الدُّعاءِ وَاَ نَا اَرْجوُ اَنْ لا
بر مگردان و آنچه گويم از من بپذير، زيرا من به اين دعا تو را خواندم و اميدوارم كه بازم مگرداني چون
تَرُدَّني مَعْرِفَةً مِنّي بِرَاْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ اِلهي اَنْتَ الَّذي لا يحْفيكَ
آشنايي كاملي به مهر و رأفت تو دارم. خدايا تويي كه درمانده و سوال پيچت نكند
سآئِلٌ وَلا ينْقُصُكَ نآئِلٌ اَنْتَ كَما تَقوُلُ وَفَوَِْ ما نَقوُلُ اَللّـهُمَّ اِنّي
سائلي و بخشش و عطا از تو نكاهد تو چناني كه خود گويي و بالاتر از آني كه ما گوييم. خدايا من از تو
اَسْئَلُكَ صَبْراً جَميلاً وَفَرَجاً قَريباً وَقَولاً صادِقاً وَاَجْراً عَظيماً
خواهم صبري نيكو و گشايشي نزديك و گفتاري راست و پاداشي بزرگ
اَسْئَلُكَ يا رَبِّ مِنَ الْخَيرِ كُلِّهِ ما عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ اَعْلَمْ اَسْئَلُكَ
از تو خواهم پروردگارا هرچه خير و خوبي است چه آنچه مي‌دانم و چه آنچه را نمي‌دانم. خواهم از تو
اللّهُمَّ مِنْ خَيرِ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحوُنَ يا خَيرَ مَنْ سُئِلَ
خدايا از بهترين چيزي كه بندگان شايسته‌ات خواهند. اي بهترين درخواست‌شدگان
وَاَجْوَدَ مَنْ اَعْطي اَعْطِني سُؤلي في نَفْسي وَاَهْلي وَوالِدي
و اي بخشنده‌ترين عطابخش. عطاكن به من خواسته‌ام را در مورد خود و خانواده و پدر
وَ وَُلَْدي وَاَهْلِ حُزانَتي وَاِخْواني فيكَ وَاَرْغِدْ عَيشي وَاَظْهِرْ
و مادر و فرزندان و بستگان و برادران ديني‌ام و زندگي‌ام را خوش و فراخ گردان
مُرُوَّتي وَاَصْلِحْ جَميعَ اَحْوالي وَاجْعَلْني مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ
و مردانگي‌ام را آشكار ساز و تمام حالات مرا اصلاح كن و بگردانم از كساني كه عمرش را طولاني
وَحَسَّنْتَ عَمَلَهُ وَاَتْمَمْتَ عَلَيهِ نِعْمَتَكَ وَرَضيتَ عَنْهُ وَاَحْييتَهُ حَيوةً
و كردارش را نيكو و نعمتت را بر او تمام كرده و از او خشنود گشته‌اي و زندگي
طَيبَةً في اَدْوَمِ السُّروُرِ وَاَسْبَغِ الْكَرامَةِ وَاَتَمِّ الْعَيشِ اِنَّكَ تَفْعَلُ ما
پاكيزه‌اي به او بخشيده‌اي كه در ميان پابرجاترين خوشي و وسيع‌ترين كرامت و كامل‌ترين زندگاني روزگار به‌سر مي‌برد
تَشآءُ وَلا تَفْعَلُ ما يشآءُ غَيرُكَ اَللّـهُمَّ خُصَّني مِنْكَ بِخاصَّةِ ذِكْرِكَ
و به‌راستي تو هرچه را بخواهي انجام دهي ولي جز تو كسي نتواند هرچه خدا خواهد انجام دهد خدايا مرا به ذكر مخصوص
وَلا تَجْعَلْ شَيئاً مِمّا اَتَقَرَّبُ بِهِ في آناءِ اللَّيلِ وَاَطْرافِ النَّهارِ رِيآءً
خود مخصوصم دار و آنچه را من به‌وسيله آن در تمام ساعات و دقايق روز و شب وسيله تقرب درگاهت قرار دهم خودنمايي
وَلا سُمْعَةً وَلا اَشَراً وَلا بَطَراً وَاجْعَلْني لَكَ مِنَ الْخاشِعينَ اَللّـهُمَّ
و شهرت طلبي و سركشي و گردن فرازي قرار مده و مرا از فروتنان درگاهت قرارم بده خدايا
اَعْطِني السِّعَةَ فِي الرِّزِِْ وَالاَْمْنَ فِي الْوَطَنِ وَقُرَّةَ الْعَينِ فِي الاَْهْلِ
به من عطا فرما وسعت در روزي، و امنيت در وطن، و چشم روشني در خاندان
وَالْمالِ وَالْوَلَدِ وَالْمُقامَ في نِعَمِكَ عِنْدي وَالصِّحَّةَ فِي الْجِسْمِ
و مال و اولاد و پايدار ماندن نعمت‌هايي كه در پيش من داري و تندرستي و نيرويي در بدن
وَالْقُوَّةَ فِي الْبَدَنِ وَالسَّلامَةَ فِي الدّينِ وَاسْتَعْمِلْني بِطاعَتِكَ
و سلامتي در دين و هميشه تا زنده‌ام مرا به طاعت خود و اطاعت
وَطاعَةِ رَسوُلِكَ مُحَمَّد صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ اَبَداً مَا اسْتَعْمَرْتَني
پيامبرت محمد صلي الله عليه وآله وادار كن
وَاجْعَلْني مِنْ اَوْفَرِ عِبادِكَ عِنْدَكَ نَصيباً في كُلِّ خَير اَنْزَلْتَهُ وَتُنْزِلُهُ
و بگردانم از پرنصيب‌ترين بندگانت در هر خيري كه نازل كرده و
في شَهْرِ رَمَضانَ في لَيلَةِ الْقَدْرِ وَما اَنْتَ مُنْزِلُهُ في كُلِّ سَنَة مِنْ
در ماه رمضان در شب قدر نازل گرداني و آنچه را در هر سال نازل گرداني از
رَحْمَة تَنْشُرُها وَعافِية تُلْبِسُها وَبَلِية تَدْفَعُها وَحَسَنات تَتَقَبَّلُها
مهري كه بگستراني و تندرستي كه بپوشاني و بلاهايي كه بازگرداني و كارهاي خيري كه بپذيري
وَسَيئات تَتَجاوَزُ عَنْها وَارْزُقْني حَجَّ بَيتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا
و زشتي‌هايي را كه از آنها درگذري و روزي‌ام كن حج خانه كعبه را در اين سال
وَفي كُلِّ عام وَارْزُقْني رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ وَاصْرِفْ
و در هر سال و روزي‌ام ده روزي فراخي از فضل وسيع خود و بدي‌ها را
عَنّي يا سَيدي الاَْسْوآءَ وَاقْضِ عَنِّي الدَّينَ وَالظُّلاماتِ حَتّي لا
اي آقايم از من دور كن و بدهي‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مظلمه‌هايي كه به گردن دارم از من ادا فرما به‌طوري كه
اَتَاَذّي بِشَيء مِنْهُ وَخُذْ عَنّي بِاَسْماعِ وَاَبْصارِ اَعْدائي وَحُسّادي
به خاطر چيزي از آنها ناراحت نباشم و گوش و چشم دشمنان و حسودان
وَالْباغينَ عَلَي وَانْصُرْني عَلَيهِمْ وَاَقِرَّ عَيني وَفَرِّحْ قَلْبي وَاجْعَلْ لي
و ستمكارانم را بر من ببند و بر ايشان ياري‌ام ده و ديده‌ام را روشن كن و دلم را شاد گردان و برايم از
مِنْ هَمّي وَكَرْبي فَرَجاً وَمَخْرَجاً وَاجْعَلْ مَنْ اَرادَني بِسُوء مِنْ
اندوه و غمم فرج و گشايشي قرار ده و هركه را از تمامي خلقت كه اراده سوئي نسبت به من دارد
جَميـعِ خَلْقِكَ تَحْتَ قَدَمَي وَاكْفِني شَرَّ الشَّيطانِ وَشَرَّ السُّلْطانِ
زير پاي من قرارش ده و كفايت كن مرا از شر شيطان و شر سلطان
وَسَيئاتِ عَمَلي وَطَهِّرْني مِنَ الذُّنوُبِ كُلِّها وَاَجِرْني مِنَ النّارِ
و بدي‌هاي كردارم و پاكم كن از گناهان همگي، و از آتش دوزخ
بِعَفْوِكَ وَاَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَزَوِّجْني مِنَ الْحوُرِ الْعينِ بِفَضْلِكَ
به‌وسيله عفو خود پناهم ده و به رحمت خويش داخل بهشتم گردان و از حوريه‌هاي بهشتي به فضل خود به همسريم درآور
وَاَ لْحِقْني بِاَوْلِيآئِكَ الصّالِحينَ مُحَمَّد وَ الِهِ الاَْبْرارِ الطَّيبينَ
و ملحقم كن به دوستان شايسته‌ات محمد و آلش آن نيكان پاك
الطّاهِرينَ الاَْخْيارِ صَلَواتُكَ عَلَيهِمْ وَعَلي اَجْسادِهِمْ وَاَرْواحِهِمْ
پاكيزه و برگزيده درودهاي تو بر ايشان و بر جسدهاشان و بر ارواحشان
وَرَحْمَه اللهِ وَبَرَكاتُهُ اِلهي وَسَيدي وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِنْ طالَبْتَني
و رحمت خدا و بركاتش اي خداي من و آقاي من، سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد
بِذُنوُبي لاَُطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ وَلَئِنْ طالَبْتَني بِلُؤْمي لاَُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ
گناهان بازخواست كني من نيز تو را به عفو و گذشتت مطالبه مي‌كنم و اگر به پستي‌ام مرا مؤاخذه كني من هم به كرمت
وَلَئِنْ اَدْخَلْتَنِي النّارَ لاَُخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّي لَكَ اِلهي وَسَيدي اِنْ
تو را مطالبه مي‌كنم و اگر به دوزخم ببري به دوزخيان گزارش مي‌دهم كه دوستت دارم اي خداي من و آقاي من
كُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاَِوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ فَاِلي مَنْ يفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ
اگر نيامرزي مگر دوستانت و پيروانت را پس به كه پناه برند گناهكاران
وَاِنْ كُنْتَ لا تُكْرِمُ اِلاّ اَهْلَ الْوَفآءِ بِكَ فَبِمَنْ يسْتَغيثُ الْمُسْيئوُنَ
و اگر اكرام نكني مگر نسبت به وفادارانت پس به كه استغاثه كنند بدكرداران
اِلهي اِنْ اَدْخَلْتَنِي النّارَ فَفي ذلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ وَاِنْ اَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ
خدايا اگر به دوزخم ببري اين كار موجب خوشحالي دشمنت گردد و اگر به بهشتم ببري
فَفي ذلِكَ سُرُورُ نَبِيكَ وَاَ نَا وَاللهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَنَبِيكَ اَحَبُّ اِلَيكَ مِنْ
موجب خوشحالي پيامبرت بشود و من به خدا سوگند مسلماً مي‌دانم كه خوشحال شدن پيامبرت را بيشتر از
سُرُورِ عَدُوِّكَ اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ اَنْ تَمْلاََ قَلْبي حُبّاً لَكَ وَخَشْيةً
خوشحال شدن دشمنت دوست داري خدايا از تو مي‌خواهم كه دلم را پركني از محبت و ترس از
مِنْكَ وَتَصْديقاً بِكِتابِكَ وَايماناً بِكَ وَفَرَقاً مِنْكَ وَشَوْقاً اِلَيكَ يا
خودت و تصديق به كتابت و ايمان به خودت و هراس و انديشه از خود و اشتياق به‌سوي خود
ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ حَبِّبْ اِلَي لِقائَكَ وَاَحْبِبْ لِقآئي وَاجْعَلْ لي في
اي صاحب جلال و بزرگواري مرا دوستدار لقاي خويش كن و نيز لقاي مرا دوست بدار و در
لِقآئِكَ الرّاحَةَ وَالْفَرَجَ وَالْكَرامَةَ اَللّـهُمَّ اَلْحِقْني بِصالِحِ مَنْ مَضي
لقاي خود براي من آرامش و گشايش و كرامتي قرار ده. خدايا مرا به شايستگان از مردم گذشته ملحق كن و از شايستگان باقيمانده
وَاجْعَلْني مِنْ صالِحِ مَنْ بَقِي وَخُذْ بي سَبيلَ الصّالِحينَ وَاَعِنّي عَلي
قرارم ده و به راه شايستگانم ببر و كمكم ده بر مخالفت با
نَفْسي بِما تُعينُ بِهِ الصّالِحينَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَاخْتِمْ عَمَلي بِاَحْسَنِهِ
هواي نفسم بدانچه كمك دادي شايستگان را بر مخالفتشان با هواي نفس و ختم كن كارم را به نيكوترين كارهايم
وَاجْعَلْ ثَوابي مِنْهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَاَعِنّي عَلي صالِحِ ما اَعْطَيتَني
و پاداشم را از آن كار به رحمت خود بهشت قرار ده و كمكم ده در آنچه به من داده اي كه در كار صالح به‌كار بندم
وَثَبِّتْني يا رَبِّ وَلا تَرُدَّني في سُوء اسْتَنْقَذْتَني مِنْهُ يا رَبَّ
و ثابت قدمم دار و بازم مگردان به بدي‌هايي كه از آن نجاتم داده‌اي. اي پروردگار
الْعالَمينَ اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ ايماناً لا اَجَلَ لَهُ دوُنَ لِقائِكَ اَحْيني ما
جهانيان، خدايا از تو خواهم ايماني كه انتهايش ملاقات تو باشد و تا زنده‌ام داري به همان ايمان
اَحْييتَني عَلَيهِ وَتَوَفَّني اِذا تَوَفَّيتَني عَلَيهِ وَابْعَثْني اِذا بَعَثْتَني عَلَيهِ
زنده‌ام دار و چون بميرانيم بر همان ايمان بميرانم و چون برانگيزيم بر همان ايمان برانگيزم
وَاَبْرِءْ قَلْبي مِنَ الرِّيآءِ وَالشَّكِّ وَالسُّمْعَةِ في دينِكَ حَتّي يكوُنَ
و پاك كن دلم را از ريا و شك و خودنمايي در دينت تا در نتيجه
عَمَلي خالِصاً لَكَ اَللّـهُمَّ اَعْطِني بَصيرَةً في دينِكَ وَفَهْماً في
عملم خالص براي تو باشد. خدايا به من عنايت كن بصيرتي در دينت و فهمي (در شناختن)
حُكْمِكَ وَفِقْهاً في عِلْمِكَ وَكِفْلَينِ مِنْ رَحْمَتِكَ وَوَرَعاً يحْجُزُني
حكمت و درك خاصي در فهم علمت و دو سهم از رحمتت و پرهيزكاري آنچناني كه مرا
عَنْ مَعاصيكَ وَبَيضْ وَجْهي بِنوُرِكَ وَاجْعَلْ رَغْبَتي فيـما عِنْدَكَ
از گناهانت بازدارد و رويم را به نور خود سفيد گردان و شوقم را بدانچه پيش تو است قرار ده