زندگی نامه حضرت زرتشت، پیامبر ایرانی و دین زرتشت » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

زندگی نامه حضرت زرتشت، پیامبر ایرانی و دین زرتشت

گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک، مهمترین آموزه های زرتشت است. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه ارومیه و در حدود 900 سال پیش از میلاد مسیح دانسته اند. پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی در منطقه مذکور ایران بر زرتشت سخت شد و ناچار، به شمال شرقی ایران آن روزگار، یعنی منطقه بلخ کوچ کرد. در آنجا از پشتیبانی ‌شاه گشتاسب برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. آموزه های زرتشت، بیشتر در قالب شعر و با عنوان “گاتا”، که فصلی از کتاب مقدس زرتشتیان یعنی “اوستا” می باشد، به دست ما رسیده است. وی در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ به دست یک تورانی به نام “توربراتور” کشته شد. زرتشت‌ آزادی‌ و اختیار را گزینشی‌ برای‌ مردم‌ می داند. بهره‌ کار هر کس‌ همان است‌ که‌ انجام‌ می‌دهد، جبری‌ برای‌ اشخاص‌ نیست؛‌ نیکی‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئی‌ از نیکوئی‌ و شر اشخاص‌ جز شری‌ برای‌ وی‌ نخواهد بود. كمك به دیگران، ازدواج و همچنین قبح رفتارهای بد اجتماعی مانند اهانت و عهدشكنی در آموزه هایش مورد بحث قرار گرفته اند. توجه پاك روح، رهایی از منیت یا همان ایگو، لزوم خردمندی و درون نگری از طریق مشاهده اشتباهات خود و اصلاح آن‌ها از دیگر آموزه های او هستند. در نظر زرتشت عناصر طبیعت از اهمیت خاصی برخوردار بودند، به خصوص عنصر آتش که پاک کننده تمامی منفی ها محسوب می شد. بی گمان شعله آتشی که افروخت، هماره روشنگر راه جستجوگران حقیقت خواهد بود.   پیامبر بزرگ ایرانیان، زرتشت نام دارد. او نیز مانند تمام پیامبران الهی اعجازهایی داشت که همه را به حیرت وامیداشت. او نیز مانند حضرت عیسی مسیح از زمان به دنیا آمدنش معجزه داشت.  اولین معجزه ی وی وقتی بود که او هنوز تبدیل به انسان نشده بود.    گوهر تن او از طریق باد و از سوی باد به ابر و از ابر بارید و گیاهانی رویید، در منطقه ای که هیچگاه گیاهی نمیروید و همه ی گیاهان خشک و پژمرده اند. تا اینکه این گیاهان توسط 6 گاو پوروشسب خورده شد و در میان این 6 گاو 2 گاو بودند که هنوز نزاییده بودند. بر همگان آشکار است گاوی که نزاییده نمیتواند شیر دهد همچون زنی که نزاییده. ولی این دو گاو نزاییده پس از خوردن این گیاهان شیر دادند و این دومین معجزه ی این پیامبر بود. شاید بپرسید معجزه ی اول ایشان چه زمانی رخ داد. معجزه ی اول ایشان زمانی بود که گیاهانی در مکانی خشک و بایر رویانیده شد. معجزه دیگر وی زمانی اتفاق افتاد که دیوان خواستند برای نابودی گوهر تن زرتشت به ستونی که به آن دیگی آویزان بود و به دیگی که در آن شیر وجود داشت و شیری که در آن گوهر تن زرتشت وجود داشت حمله ور شوند. آنها توانستند همه جا را نابود کنند ولی هنگامی که قصد نابودی ستون و دیگ و شیر را کردند، آنها بازداشته شدند و تلاش هایشان بی نتیجه ماند. خیلی ها بر این عقیده اند که اینان شامل معجزات زرتشت نمیشود و معجزات وی از زمان بدو تولد ایشان محسوب میشود. بر همین گفته بسیاری از راویان و تاریخ شناسان اولین معجزه ی او را زمانی میدانند که او متولد شد. او بر خلاف تمام نوزادان تازه متولد شده خندان به دنیا آمد. در آن زمان شاهی بود به نام دوراسرون که سرکرده جادوان بود و دشمن زرتشت. او بر بالین زرتشت شیرخواره حاضر شد و به قصد کشتن وی تیغ برکشید ولی به فرمان خدا دست آن خبیث سنگ خشک شد. این دومین معجزه ی ایشان بود. جادوان در تلاشی دیگر، زرتشت را ربودند و به صحرا بردند و در کوهی از هیزم لورا انداختند و آن هیزم ها را آتش زدند ولی آتش سرد شد و او آسیبی ندید. این سومین معجزه ی زرتشت بود.باز هم جادوان زرتشت را ربودند واین باز بر سر راه گله ی گاوها انداختند و بار دیگر زیرسم ستوران، که در هر دو بارز به لطف ایزد نجات پیدا کرد و آسیبی ندید. این چهارمین و پنجمین معجزه ی وی بود.در کوشش نافرجام دیگری او را ربوده در لانه ی گرگ که بچه هایش را کشته بودند انداختند که گرگ او را بدرد ولی به خاطر مهر اهورایی صدمه ای ندید حتی دو میش از کوهسار نزد وی آمدند و به او شیر دادند تا گرسنه نماند و ان هم ششمین معجزه ی ایشان. روزی کی گشتاسب شاهنشاه برای آزمایش معجزه ی پیامبری زرتشت از سوی ایزد خواست که من خود بی مرگ و بی پیری باشم و بر تن من کارد و نیزه کارگر نباشد و همه راز های آسمان را هر چه بود و هست و بعد از این خواهد بود بدانم و بهشت را در زندگی ببینم. زرتشت گفت از این چهار چیز یکی را برای خود و آن سه را برای سه کس دیگر بخواه، آفریدگار آنچیز برتر را به شما دهد. پس گشتاسب خواست که در زندگی برترین جهان را ببیند. زرتشت به یاری اورمزد به روز مینویی مانتره سپند از ماه سپندارمزد (اسفند) گیاه برسم را گسترد و درون یشت. بر آن درون شیر، گل، می و انار نهاد و پس از ستایش و نیایش آفریدگار مهربان می دعا خوانده را به گشتاسب داد تا به خواب شد و برترین جهان را دید و گل را به دستور او جاماسب داد و او را از آنچه هست و بود و خواهد بود از طریق همه ستارگان بیاگاهید. انار را به اسفندیار بخشید و اسفندیار سخت تن شد به طوری که کارد بر تن او اثر نمی کرد و به پشوتن پسر گشتاسب شاه، شیر دعا خوانده داد در همان زمان او بی مرگی و بی پیری یافت. پس گشتاسب بر دین مزدیسنان بی گمان شد و این گونه شد که او به زرتشت ایمان آورد و زرتشتی شد. البته اینگونه نیز روایت میشود که گشتاسب برای قبول دین از زرتشت خواست که با فیلسوفان و دانشمندان مناظره ای داشته باشد و بر آنان پیروز شود و همین طور هم شد. و اینگونه شد که گشتاسب به دین زرتشت ایمان آورد. ولی دانشمندان و فیلسوفان دربار با در خطر دیدن موقعیت خود نقشه ای کشیدند تا این پیامبر خدا را از میان ببرند و برای اجرای نقشه مقداری مو و استخوان در خانه ی وی ریختند و به گشتاسب به دروغ گفتند که او جادوگر است و برای اثبات گفته همان پلیدی هایی که در خانه او موجود بود کافی بود. گشتاسب زرتشت را به زندان افکند. تا اینکه اسب محبوب گشتاسب بیمار شد و در حال مرگ بود. دست و پایش به سمت شکمش فرو رفته بود و نالان بر زمین افتاده بود. همه از مداوای او عاجز ماندند. در همان زمان از طرف زرتشت خبر آوردند که او می تواند اسب را مداوا کند. زرتشت را از زندان درآوردند و او را احضار کردند. او برای مداوای اسب شرایطی گذاشت. 1-  قبول پیامبری و دین او 2- پشتیبانی فرزندش اسفندیار از دین 3-قبول دین توسط همسرش 4-کلید دار خانه آورده شود تا بگوید چه کسی پلیدی ها را در خانه ریخته. هر چهار شرط پذیرفته شد و اسب مداوا گردید و بدینوسیله گشتاسب و اطرافیانش قبول دین کردند.(پایان) اگر ای معجزات در قرآن و یا روایات درست اسلامی ذکر می شد می پذیرفتیم و گر نه نمی توان مطمئن شد .   مقبره زرتشت کجاست ؟  تاریخ درگذشت اشوزرتشت روز خیرایزد و دی ماه برابر با پنجم ماه دی می باشد، زرتشتیان چون به بقای روح و فروهر نیاکان خود باور دارند، اصولا پس از مرگ، علاقه زیادی به اینکه به سر مزار درگذشته بروند و شیون و زاری كنند، را ندارند، بنابراين برای زرتشتيان، مهم نبوده که اشوزرتشت در کجا دفن شده و همواره روح او را در کنار خود احساس می کنند و از روح و فروهر پاک اشوزرتشت برای پیشرفت کارهایشان کمک می خواهند و به دنبال محل آرامگاه اشوزرتشت نیستند.   ولی بنا بر اثبات بيشتر دانشمندان، آرامگاه اشوزرتشت، دراستان بلخ افغانستان و درشهر مزار شریف می باشد. همان جايیکه بنا بر باور مذهب شیعه( بيشتر مردم شهر مزار شریف را شيعيان تشکیل می دهد)، آنجا مقبره حضرت علی می باشد، در حالیکه مقبره حضرت علی در عراق واقع است و از نظر تاریخی هرگز حضرت علی به افغانستان گذر نکرده است، و مزار شریف به خاطر این گفته اند که مردم می دانستند که یک مزار شریفی در شهرشان وجود دارد که برای حفظ آن بایستی یک نام مقدس و سپنتايي به آن بدهند.   نام قدیم شهر مزار شریف هم بلخ بوده و نام این استان هم اکنون هم بلخ است و در اوستا بسيار آمده که بلخ محل پادشاهی شاه گشتاسب بوده که اشوزرتشت دین خود را ارايه و تبلیغ می کرده است، و در این شهر به شهادت رسیده است.   از این نوع کارها د رایران زیاد است، مانند لقب تخت سلیمان که به مقبره کورش بزرگ داده اند یا نقش رستم یاتخت جمشید وغیره، که بتوانند این مكان ها را به خاطر احترام این افراد، از حمله دشمنان در امان دارند، که خوشبختانه موفق هم شده اند.


عکس و عکس نوشته زیبا از زرتشت


<!--[if gte mso 9]><xml>
<o:OfficeDocumentSettings>
<o:RelyOnVML/>
<o:AllowPNG/>
</o:OfficeDocumentSettings>
</xml><![endif]-->

کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی