حرمت سوال! » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

حرمت سوال!

از

شیوانا با تعدادی از شاگردان با کاروانی همراه بودند. در کاروان آنها مرد ثروتمند اما بی‌ادبی بود که با تعداد زیادی از افراد خود سوار بر اسب‌های ورزیده و مجهز اسباب دردسر بقیه مسافران معمولی را فراهم ساخته بودند. سفر ادامه داشت تا به یک دو راهی رسیدند. یکي از آنها از داخل جنگل عبور می‌کرد و آن دیگری به سمت کوهستان می‌رفت. در میان دوراهی پیرمردی با محاسن سفید همراه فرزندانش مشغول فروش آب و غذا به مسافران بود. بالای سر پیرمرد روی پوستینی نوشته شده بود: "حرمت سوال را حفظ کنید!"
مرد ثروتمند با افرادش پیرمرد را دوره کردند و با اسبان خود داخل آب و غذای او خاک پاشیدند و سپس مرد ثروتمند با بی‌احترامی و با صدای بلند به او گفت: "آهای پیر خاک‌آلود! از کدام راه برویم تا زودتر و بی‌دردسرتر به شهر بعد برسیم. پیرمرد اصلا سرش را بالا نیاورد و بی‌تفاوت به کار خود مشغول شد. مرد ثروتمند عصبانی و خشمگین با تازیانه بر وسایل پیرمرد کوبید و گفت: "مگر با تو نیستم! گفتم از جاده جنگلی بروم زودتر می‌رسم یا نه؟"
پیرمرد دوباره خودش را به مرتب کردن وسایلش سرگرم کرد و هیچ نگفت. یکی از افراد مرد ثروتمند به او گفت: "سکوت علامت رضاست. باید راه امن همین جاده جنگلی باشد. بیايید برویم و زودتر از شر این پیر خاک‌آلوده خلاص شویم."
آنها این را گفتند و باشتاب در راه جنگلی پیش رفتند. وقتی دور شدند. شیوانا با احترام نزد پیرمرد رفت و به او در مرتب کردن وسایلش کمک کرد. سپس مانند یک استاد مقابل پیرمرد ادای احترام کرد و از او پرسید: "اگر لطف کنید ما را راهنمایی کنید که کدام جاده امن‌تر و راحت‌تر است تمام اهل کاروان سپاسگزار خواهند شد."
پیرمرد با شنیدن این جمله سرش را بالا آورد و با لبخند گفت: "جاده کوهستان ابتدا سخت و صعب‌العبور به نظر می‌رسد. اما چند ساعتی که بروید داخل دره می‌افتید و بی‌دردسر از تنگه عبور می‌کنید و غروب نشده به شهر می‌رسید. اما جاده جنگلی به مرداب‌های غیرقابل عبوری منتهی می‌شود که امکان عبور از آنها اگر غیرممکن نباشد بسیار سخت و خطرناک است."
شیوانا از پیرمرد تشکر کرد و با احترام از او دور شد. وقتی با بقیه مسافران قدم به جاده کوهستانی گذاشتند و به سلامت از تنگه عبور کردند و به نزدیکی شهر مقصد رسیدند یکی از شاگردان از شیوانا پرسید: "چرا پیرمرد جواب مرد ثروتمند را نداد و هیچ نگفت! اما جواب شما را داد و دقیقا با جزيیات همه چیز را توضیح داد!"
شیوانا پاسخ داد: "چون احترامی که در جواب منتظرش هستیم در دل سوالی که می‌کنیم پنهان است. مرد ثروتمند اگر به نوشته بالای سر پیرمرد دقت می‌کرد متوجه می‌شد که هنگام سوال کردن باید رعایت احترام و ادب را کمال و تمام بنماید تا بتواند پاسخ صحیح بگیرد. مرد ثروتمند حرمت سوال را نگه نداشت و با تازیانه غرورش وسایل پیرمرد را به هم ریخت. سوال بی‌حرمت جواب گستاخانه هم دارد و پیرمرد همین که هیچ جوابی نداد خودش کلی بزرگواری است. مرد ثروتمند وقتی با یارانش به مرداب‌ها می‌رسند تازه می‌فهمند معنای رعایت حرمت سوال چیست. بسیاری مواقع علت این‌که جواب‌های درست و نابجا دریافت می‌کنیم فقط این است که سوال محترمانه نپرسیده‌ایم و به کسی که جواب می‌دهد احترام نگذاشته‌ایم. بدیهی است که در این مواقع جاده‌های بن‌بست منتهی به مرداب حداقل چیزی است که نصیبمان می‌شود."

♚ᖇᕮᘔᗩ♚(ناظ
لایک
  • ۲۴ فروردین, ۱۳۹۵
  • ·
  • لایک  
Arsineh
01 (153) 01 (153) 01 (153)
  • ۲۴ فروردین, ۱۳۹۵
  • ·
  • لایک  
محمد بابا
هیچکس را در زندگیتان ملامت نکنید

آدمهای خوب برایتان شادی میآورند آدمهای بد تجربه

بد ترین ها درس عبرت میشوند بهترینها خاطره




01 (94) 01 (94) 01 (94) 01 (94) 01 (94)
  • ۲۵ فروردین, ۱۳۹۵
  • ·
  • لایک  
˙·٠•●✿ عالـــــــــــــــــــــــــــ ــــی ✿●•٠·˙
  • ۲۵ فروردین, ۱۳۹۵
  • ·
  • لایک  
مریم(مدیرکل)
لایک
  • ۲۵ فروردین, ۱۳۹۵
  • ·
  • لایک  
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی