این شعر مال خودم نیست اما.......... » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

این شعر مال خودم نیست اما..........

*بی تو سی سال نفس امد و رفت....

این گرانجان پریشان را.

کودکی بودم وقتی که تو رفتی اینک پیریم ز اندوه تو سرشار هنوز....

شرم ساری که به پنهانی سی سال به درد....

در دل خویش گریست....

نشد از گریه سبکبار هنوز...

ان سیه دست سیه داس سیه دل که تورا....

چون گلی با ریشه...

از زمین دل من کند و ربود...

نیمی از روح مرا با خود برد....

نشد این خاک بهم ریخته هموار هنوز....

ساقه ای بودم پیچیده بر ان قامت مهر...

ناتوان نازک و ترد....

تند بادی برخواست....

تکیه گاهم افتاد...

برگ هایم پزمرد...

بی تو ان هستی غمگین دیگر به چه کارم امد یا به چه دردم میخورد؟

روز ها طی شد از تنهایی مالامال...

شب همه غربت و تاریکی و غم بود و خیال....

همه شب چهره ی لرزان تو بود....

کز فرا سوی سپهر...

گرم می امد در اینه ی اشک فرود...

نقش روی تو درین چشمه پدیدار هنوز...

تو گذشتی و شب روز گذشت...

ان زمان ها به امیدی که تو بر خواهی گشت....

پای هر پنجره ی مات مینشستم به تماشا تنها...

گاه بر پرده ابر گاه در روزن ماه....

دور تا دور ترین جاها میرفت نگاه....

بار میگشتم تنها هیهات...

چشم ها دوخته ام بر درو دیوار هنوز....

بی تو سی سال نفس امد و رفت...

مرغ تنها خسته خون الود...

که به دنبال تو پر پر میزد از نفس می افتد...

در قفس میفرسود....ناله ها میکند این مرغ گرفتار هنوز....

رنگ خون بر دم شمشیر بلا میبینم....

بوی خاک از قدم تند زمان میشنوم....

شوق دیدار توام هست....چه باک...

به نشیب امدم اینک ز فراز...به تو نزدیک ترم...میدانم...

یک دو روزی دیگر

از همین شاخه ی لرزان حیات...پرکشان سوی تو می ایم باز....

دوستت میدارم بسیار...

هنوز....
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی