لحظه ی گمشده » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

لحظه ی گمشده

از --- ---
مرداب اطاقم کدر شده بود
و من زمزمه ی خون را در رگهایم می شنیدم.

زندگیم در تاریکی ژرفی میگذشت.
این تاریکی وجودم را روشن میکرد.

در باز شد
و او با فانوسش به درون وزید.
زیبایی رها شده یی بود:
و من دیده به راهش بودم
رویای بی شکل زندگیم بود.
عطری در چشمم زمزمه کرد.
رگهایم از طپش افتاد.
همه ی رشته هایی که مرا به من نشان می داد
در شعله ی فانوسش سوخت:
زمان در من نمی گذشت
شور برهنه یی بودم.

او فانوسش را به هوا آویخت.
مرا در روشنها میجست.
تار و پود اتاقم را پیمود

و به من ره نیافت.
نسیمی شعله ی فانوس را نوشید.

وزشی میگذشت
و من در طرحی جا می گرفتم،
و در تاریکی ژرف اتاقم پیدا می شدم.
پیدا،برای که؟
او دیگر نبود.
آیا با روح تاریک اتاقم آمیخت؟
عطری در گرمی رگهایم جابه جا می شد.
حس کردم با هستی گمشده اش مرا می نگرد
و من چه بیهوده مکان را می کاوم:
آنی گم شده بود.


"سهراب سپهری"
کلمات کلیدی: لحظه ی گمشده
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی