15 آبان, 1396 از
گاهي به گوش هایت حسادت میکنم
که صدای نفس هایت را میشنوند ...
به آن آیینه ی قدیه راهرو
که هرروز قرار ملاقاتتان توام میشود
با تکرار تو
تکرار و تکرار و تکرار ...
به شانه ای که هرروز موهایت را لمس میکند ...
و به عطری که در چهارخانه های رنگیه پیراهنت غرق مي شود...
من به هر آنچه بر خلافِ من!
در نزدیکیه توست حسادت میکنم ...
1 Liked
 خوششان آماده از این