#خصلتهای-پنهان-ناخودآکاه-ما# » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

#خصلتهای-پنهان-ناخودآکاه-ما#

أعُوذُ بِاللِه مِنَ الشَّيطانِ الَّرجيمِ



66567695720108466329.jpg




1in5jh78tadjkqvjo40v.gif
77.gif





گاهی اوقات ناگهان با حقایقی درباره خودمان روبرو می شویم که شوکه می شویم ، چیزهایی که شاید در ناخودآگاهمان مانده و از آنها غافل شده ایم ولی باید آنها را بپذیریم !


نوسنده رمان Ruby در جلسه معارفه کتابش، درباره چیزهایی صحبت کرد که ما هیچ وقت دروهله اول باور نمی کنیم، چیزهایی که پذیرشش بسیار سخت است، اما مجبوریم که بپذیریم.


1. حقیقت:باورکنیم که هرکاری از هر آدمی ممکنه, من هم می توانم فریبکار باشم!


یک عالمه بلیط پارکینگ، بیرون از کافی شاپ نزدیک خانه پیدا کردم ، باید آنها را به صاحبش برمی گرداندم اما یواشکی کنار چرخ ماشینم قایم شدم، سست شدم؛ و بعدش- ناگزیر و بی هیچ توجیهی– توی داشبورد قایمشان کردم، مثل یک دروغ کوچولو بود و یا دزدیدن یک آب نبات یواشکی از مغازه!!! زمان گذشت و کپه بلیط ها آنجا بود، فراموششان کردم . برای هفته ها و شاید ماه ها فراموششان کرده بودم، بالاخره وقتی که بعد از مدت ها جریمه تخلفات این ماهم آمدو خیلی بالا بود ، احساس کردم این تاوان اشتباهم بوده !!! و به این فکر کردم که من هم می توانم گاهی فریبکار باشم


2.حقیقت: بعضی وقتها قدرت نه گفتن ندارم!


دخترم به آنها کوه "سینتوس" می گوید. یک تپه جوراب کهنه، رسیدهای گمشده، نامه ها و خیلی چیزهایی که غمگینم می کند و چند تا کارت ویزیت.الان کوه سینتوس تلمبار شده توی یک جعبه و چپانده شده وسط جعبه های انباری، برچسب هم دارد! پیش خودم می گویم، خوب مرتب کردن آنها سخت است اما در واقع، من قدرت" نه" گفتن ندارم، و نمی توانم به خانواده ام بگویم من هم یک گوشه ای( خیلی بزرگ) از خانه را برای خودم می خواهم.


3.حقیقت: من نقش خودم را میزنم؛هرگز نقش رمئو یاژولیت را بازی نخواهم کرد.


خیلی وقت پیش، من نقش مجنون را در "قصۀ بیابانگرد" درذهنم داشتم. چون نقشم خیلی رویائی بود،وقتهای زیادی داشتم که هماره آنرا در خیالاتم  بچزخونم.درخونۀ ما درباره سن و سال برای نقش های خاصی بحث می کردند. از آنجایی که نقش ژولیت را باید یک نوجوان بازی می کرد، همه موافق بودند که بازیگر این نقش نباید سنش از 25 بیشتر باشد. آن زمان، من 31 ساله بودم. اما با بقیه مخالف بودم. من همیشه از سنم کمتر نشان می دادم. در 16 سالگی در مدرسه یک هنرپیشه معروف به من گفت: "کوچولو تو در 15 سالگی عالی می شی". من اعتقاد داشتم که من در 30 یا 40 سالگی هم می توانم نقش ژولیت را بازی کنم، چون نمی خواستم به هیچ عنوان سن وسالم را بپذیرم. هیچ چیز برام غیر ممکن نبود. در تمام زندگی با این باور زندگی کردم. در 43 سالگی یک دختر کاملا سالم به دنیا آوردم، اما در 46 سالگی که جنینم سقط شد، خرد شدم و به طرز عجیبی شوکه! بخشی از وجودم نمی پذیرفت که در کدام فصل زندگی ام هستم. همان بخش هنوز هم قبول نمی کند که خیلی چیزها را از دست داده ام و دیگر هیچ وقت نمی توانم آنها را داشته باشم. اما حقیقت این است که زمین می چرخد و عمر می گذرد و باید بپذیرم که من یک انسان هستم و زمان برخی توانایی ها را از ما می گیرد. من دیگر نمی توانم فرزندی بیاورم. من دیگر برای اولین بار عاشق نمی شوم. هرگز نمی توانم نقش ژولیت را بازی کنم. از پنجاه سال دیگر و چیزهای دیگر خبر ندارم. الان می فهمم که نمی خواهم خبر داشته باشم.


4. حقیقت: باور کنیدمن هم باهوش و عاقلم.اما گاهاً کارهای بیهوده ای انجام میدهم؛


این چیزی است که خیلی لازم دارم به یاد بیاورم – و در عین حال لیاقتش را- ممکن است اگر برای مدت مدیدی در سایه باورهایی که دیگران نسبت به شما دارند زندگی کنید، باور آنها" باور" شماهم بشود . اگر دوست شما، دائما" به شما بگوید که تو با هوش نیستی، البته شواهد چیز دیگری را نشان بدهد، حتما باور می کنید. اگر در زمان کودکی و یا نوجوانی مورد بیرحمی های شدیدی قرار گرفتید و حس می کنید که کودن بودید که توانایی متوقف کردنش را نداشتید، و همین عدم توانایی شما را دیوانه و درب و داغان می کند. تصور می کنید که هوش و بصیرت خود را به باد داده اید!. وقتی یک نگاه گذرا به تجربیاتم می کنم، کاملا" تاییدش می کنم و حقایق برایم روشن می شود و خودم را همانطور که هستم می بینم.


5. حقیقت: میگم، هنوز به فکر عشق اولم، هستم همسر قبلیم را دوست دارم!


هنوز قهوه تلخ ایتالیایی که شریکی خوردیم را به یاد دارم. کیکی که عشقم ازروی کتاب داستان بچه ها "زندگی من رو نمی ترسونه" نوشته دکتر مایا درست کرد و ساعتها وقت گذاشت که تزئینش کند و به من هدیه بدهد، را به خاطر دارم. حتی بی مزه ترین جک های دنیا را که تعریف می کرد، به یاد دارم. گرچه از او جدا شدم و با همه خشم ، دروغ ها ، دورویی و عذاب های روحی که وقت جدا شدن از هم، وجود داشت. به نحوی، من تمام آن احساسات قدیمی را کنار گذاشتم و دیگر به آنها توجه نمی کنم. گاهی تناقض داشتن خیلی دشوار است. فهمیدم اگر این حقایق را در چند سطر بیان کنم برام خیلی راحت تر است. اما واقعیت این است که ، با وجود همه زخم ها، من به عشقی نامرئی، بی وقفه گره خورده ام.




2011112116010299_can67.gifhzq2gg5h3t7ipi7aixe3.jpg2011112116010299_can67.gif


**با آرزوی سرافرازی و شادکامی همۀ امّتِ اسلامی**


2011112116010299_can67.gifمشاورتربیتی خانواده،علی امیرعسجدی2011112116010299_can67.gif
www_roozgozar_com_2071.gif


 

_SH@Y@N_
لایک
  • ۱۲ آذر, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
رها
  • ۱۲ آذر, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
مریم(مدیرکل)
[̲̅L̲̅]♣ [̲̅I̲̅]♠ [̲̅K̲̅]♥ [̲̅E̲̅]♦
┊  ┊  ┊  ♥
┊  ┊  ♥
┊  ♥
  • ۱۲ آذر, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
علی امیرعسجدی
01 (99) سلام خیلی ممنونم از شما دوستان عزیزم 01 (158)
  • ۱۲ آذر, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
مهدی شمالی
✿◕ ‿ ◕✿ پسند ✿◕ ‿ ◕✿
  • ۱۴ آذر, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی