امر به معروف و نهی از منکر » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

امر به معروف و نهی از منکر

امام علی (ع) :
تمام کارهای نیک و بد حتی جهاد در راه خداوند در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر جز قطره ای در برابر دریای خروشان نمی باشد .

مقدمه
فریضه امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ انسان ساز اسلام از جایگاه بس والا بهره مند است .
به گونه ای مه این امر به تنهایی ضامن قوام شریعت مقدسه شمرده شده است .
چه بسیار مردمان که از این رهگذر به خانه دوست راه یافته و خرمن شاداب ایمان و عمل به خوشه ها چیده شده اند و در این راه بس خطیر چاره ای جز رنگ محبوب گرفتن نبوده و باید از آگاهی ها و ظرافت های خاص بهره مند گردید .
البته لازم به ذکر میباشد که استعمار در هر کجا قدم شوم خود را بگذارد به این دلیل که از معنویات به دور است و بر قلوب حکومتی ندارد تلاش میکند تا به نحوی سلطه خود را بر مردم تحمیل نماید .
از همین رو ممکن است در ابعاد مختلف سیاسی , نظامی ,اقتصادی و به ویپه فرهنگی این سلطه را به وجود آورد یا افراد یک ملت به ویپه نسل جوا را با مفاسد , هوسها و شهوت رانی ها به خود سرگرم کند .
در نتیجه وقتی این نسل به جای سازندگی کشور به خوش گذرانی , بی بندوباری و لاابالی گری روی آورد و شهوت و کامجویی سر و پایش را فرا گیرد طبیعی خواهد بود که فکر و اندیشه آنها مختل و انگیزه استقلال , آزادی و رهایی از یوق استعمار نیز تحت شعاع قرار میگیرد .
اینجاست که قافله سالار امروز حرکت عظیم فرهنگی در جهان جهل و غفلت و فراموشی , چه نیک فریاد احیاء فریضه حیاتی امر به معروف و نهی از منکر را از عمق جان سر میدهند و دوستی را که بهترین جمع بر این امر خطیر می شناسند , موظف و هوشمندی و ظرافت را در انجام آن می نمایند .
می طلبد افرادی را که اراده و انگیزه حرکت در این امر خطیر را دارند می بایست با شیوه های صحیح این فریضه مقدس امر به معروف و نهی از منکر را فرا بگیرند .

1) اعطای شخصیت :
در برخورد با یک لغزشکار نباید از طریق توهین به شخصیت وی لطمه وارد ساخت . در محاکم قضایی ابتدا سعی میشود در صورت امکان مجرم را وادار به توبه نمایند ولی اگر دیدند بر معصیت خود مصر است در آنجا رعفت را کنار گذاشته و او را مجازات نمایند .
روی همین اصل اگر انحرافی از جوانی صادر شود ابتدا او را نصیحت کرد و به طوری باید برخورد کرد تا به شخصیت وی ضربه وارد نشود .
مدیر یک دبیرستان وقتی بخواهد دانش آموزش در مورد لغزشی را که انجام داده نصیحت بکند باید این کار را در دفتر خودش انجام بدهد و در انظار دیگر محصلین چیزی را بروز ندهد که سبب ناراحتی دانش آموز خاطی شود .
حتی احضار طوری باید انجام بگیرد که دیگر محصلین نتوانند رابطه بین احضار و خلافش را بیابند .زیرا بشر به گونه ای است که اگر شخصیت او مورد توهین قرار بگیرد از خود واکنش شدید نشان خواهد داد . بنابر این ما موظفیم که با احترام برخورد کنیم تا لطمه ای به شخصیت افراد وارد نشود و مرشد و راهنما نباید آمرانه و قلدر مآبانه برخورد کند بلکه قیافه پدرانه , برادرانه و دوستانه بگیرد …

2)جلب اعتماد :
حضرت علی (ع) می فرماید : دل های مردم وحشی است پس هر کس که آن قلوب را جلب نماید به آن رو خواهند آورد .
منظور کلام مولا این است که دل ها در ابتدا از آن روگردان هستند ولی وقتی کسی که در جذب آن ها مهارت داشته باشد به آن شخص رو می آورد و او را پذیرا میشود و به همین جهت پس از جلب اعتماد می توان در آن نفوذ کرد و اگر همه احساس مسئولیت کنیم و آگاهانه عمل کنیم می توانیم مفاسد را به حد اقل برسانیم .

3)با زبان طرف صحبت کردن :
رسول اکرم (ص) میفرمایند : ماگروه پیامبران مامور شدیم که با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوییم .
امام جعفر صادق (ع) در برخورد با یک انسان با معلومات در مورد اثبات صانع , بحث و استدلال عقلی نمود ولی در برخورد با یک فرد معمولی در مورد اثبات امامت مسئله گله و چوپان را مطرح می نماید .
یعنی به اندازه فهم و ادراک هرکس با او صحبت نمودند لذا شیوه ما هم باید همینطور باشد .
ای رسول خلق را به حکمت و برهان به موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن وبه بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (سوره نحل 125)
خداوند در این آیه می فرماید با یک دسته باید با حکمت و استدلال صحبت نمود و با گروه دیگر باید با موعظه و نصیحت سخن گفت و با عده ای دیگر با جدل و مجادله برخورد نمود .

4)در نظر گرفتن وضعیت روحی و روانی :

مولا علی (ع) در این باره احادیث جالبی فرمودند :

انسان به هنگام نصیحت نمودن باید ببیند تا طرف در چه وضعیتی قرار دارد اگر عصبانی باشد به هیچ وجه نمیتوان نصیحت نمود . بلکه باید ابتدا با او صحبت نمود و از جهات مختلف عاطفی بر او مسلط شد و در آخر به نصیحت او پرداخت .

حضرت علی (ع) در این باره میفرماید :

همانا قلوب برای قبول نمودن نصیحت روی آوردنی و پشت کردنی دارند . پس در مواقع پذیرش آنها را دریابید زیرا اگر قلوب نسبت به چیزی اکرا داشته باشند در آن مورد کور بوده چیزی را نمی بینند .

در حدیث فوق امام می فرمایند باید موقعیت و شرایط فرد مورد نصیحت را در نظر گرفت و زمان آمادگی پند و اندرز و …را بیان کرد.

5)رعایت نزاکت و ادب در برخورد :
انسان همچون جامدات نیست که دارای شعور و ادراک نباشد . مثلا اگر درب را آهسته یا محکم ببندیم در هر دو حالت بسته میشود و از خود عکسالعملی نشان نمی دهد ولی انسان با سایر موجودات تفاوت دارد و دارای درک و شعور می باشد . اگر به یک نفر با عصبانیت بگوییم بنشین ممکن است در جواب بگوید چرا بنشینم ؟ ولی اگر با احترام از او تقاضا کنیم لطفا بنشینید قبول میکند .
در قرآن مجید در مورد رعایت نزاکت در برخورد ها آیات زیادی وجود دارد چنانچه در یک جا خداوند متعال میفرماید :{هرگز نیکی و بدی در جهان یکسان نیست ای رسول همیشه بدی مردم را به بهترین عمل پاداش ده تا همان کس که گوی با تو در سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد}(سوره فصلت آیه 34) در جای دیگر میفرماید :{بر طعن و یاوه گویی کافران و مکذبان صبور و شکیبا باش و به طرز نیکو به مقتضای حلم و بزرگواری است از آنان دوری گزین}(سوره مزمل آیه 10)

6)محترم شمردن عقاید افراد :
در صدر اسلام مسلمان ها به بت ها و بت پرست ها توهین میکردند و به آن ها حرف های زشت و رکیکی میزدند .تا اینکه این آیه در ابره پیامبر (ص) نازل شد می فرماید : {شما مومنان برای آنانکه غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها هم از روی دشمنی خدا را دشنام دهند و همچنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت داده ایم پس بازگشت آنها به سوی خداست و خداوند آنان را به کردارشان آگاه میگرداند}
منظور این است که هر کس عقیده و راهی را انتخاب می کند برایش عزیز و زیباست و اگر عقاید او مورد توهین واقع شود او نیز از خود واکنش نشان می دهد و ممکن است در مقابل اقدام مشابهی را انجام دهد .
قرآن دستور میدهد که در برخورد ها با افراد عقاید آنها را محترم بشمارید و نسبت به آنها توهین ننمایید.
در جنگ صفین مسلمانانی که در رکاب حضرت علی(ع) بودند در ابتدا به گفتن حرف های زشتی به لشکریان معاویه پرداختند حضرت امام علی (ع) از این عمل ناراحت شدند و فرمودند : من برای شما نمی پسندم که فحش بدهید لکن اگر به جای توهین اعمال ناشایست آنها را توصیف کنید و حالات و احوالات آنها را بازگو کنید به صواب نزدیک تر است و در عذر آوردن مفید تر .
منظور امام علی (ع) این است که گر چه لشگریان دشمن به خطا رفته و در زیر پرچم کفر قرار گرفتند ولی با این همه توهین کردن به آنها صحیح نیست بلکه به جای آن باید اعمال زشت آنها را توصیف کرد .

7)ارشاد باید از نکات مورد اتفاق شروع شود :

وقتی با فردی برخورد پیدا می کنیم و می خواهیم او را نصیحت کنیم باید پرداخت به چیز هایی که بین ما و او مورد اختلاف است پرهیز کنیم و بلکه باید نقاط مشترکی که همه آن را قبول دارند برجسته کنیم تا سرانجام به نقاط اختلاف برسیم در برخورد ها باید از مخاطب سوالاتی کرد و از او جواب کشید این یعنی نوعی اقرار گفتن است مثلا در برخورد با یک خانم می توان سوال کرد آیا شما قبول دارید که یک انسان هستید ؟ مسلما پاسخ می دهد آری .آیا قبول دارید انسان مانند حیوان نیست و نظام انسانی با عفت اگر شما بخواهید برای پسرتان یا برادرتان زن بگیرید از دختران متین انتخاب می کنید یا دختران سبک سر ؟ با این گونه سوالات زمینه را برای پذیرش آماده می کنید و از انسان بودن شروع نمود و در حقیقت از محسوسات به معقولات رسید .

8)نصیحت از راه مقایسه کردن :
در قرآن مجید آیات زیادی با کلمات :«لا یستوی» و «لا تستوی» وجود دارد که در آنها افراد با یکدیگر مقایسه شده اند .
مثلا فرموده اند : آیا خبیث با طیب , کافر با مومن , منافق با مومن , دانا با نادان , و راستگو با دروغگویان یکسان هستند ؟ این روش با آیات فوق از آنجا ناشی می شود که انسان از طریق مقایسه کردن بهتر می تواند مطالب را درک کند چنانچه اگر سوال شود آیا یک جوان تحصیل کرده و مبتکر بهتر است یا یک جوان بیکار ؟ و یا پرسیده شود آیا یک جوان نیروی خود را در راه تحصیل علم و لخلاق و شخصیت بکار ببرد بهتر است یا اینکه از نظر دلقک بازی انگشت نما بشود ؟ خوب با بیان نمودن مقایسه ها حداقل می توان در وجود مخاطب خود رقه ای ایجاد کرد.

9)آگاهی بخشیدن :
یکی از مهمترین عوامل گمراهی انسان عدم شناختن حقایق است .با آگاهی بخشیدن می توان زمینه های گناه را کاهش داد . بسیارند کسانی که از آثار و خطرات خلاف خود آگاهی لازم را ندارند و به مجرد اینکه از آن خطرات و زیان ها آگاه می شوند آن را رها می کنند اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در مورد خطرات و آسیب های منکر که دامنگیر فرد و جامعه می شود . مهمترین عامل بازدارنده ای است که به عنوان اقدام پیشگیرانه از ادامه انجام خلاف فرد را باز ذاشته و تذکر و نصیحت را میسر می نماید .

10)تدریج :
مرحله ای و تدریجی بودن از سنت های خداوند متعال در خلقت و افعال بعت انبیا و قانون گذاری و تشریع است . خدا به پیامبر فرمان داد تا از نهی حرامات بزرگ و امر به فرایض بزرگ شروع کند سپس به سایر احکام بپردازد این توقع نابجایی است که انتظار داشته باشیم که در گرداب منکرات غلطیده اند به یکباره از گرداب در آوریم و از آنها سلمان و ابوذر زمان بسازیم یکی از اعتراضات کفار این بود که می گفتند : چرا قرآن به یکباره به رسول الله (ص) نازل نشد ؟
قرآن می فرماید : {نزول تدریجی برای آرامش روح موثر است}(فرقان 32)
اصولا تربیت امری تدریجی است چه در عالم نباتات چه در عالم حیوانات و چه در عالم انسانها . رضائل و فضائل هیچکدام به یک باره در جان انسانها به وجود نمی آید و به طور دفعی هم از بین نمی رود ناهیان از منکر باید اصل تدریج را مراعات کنند و از منکر مهمتر شروع کرده و در ادامه با بقیه منکرات به تدریج برخورد کنند همان گونه که شیطان انسان را گام به گام به فساد می کشاند راه اصلاح و امر به معروف نیز باید گام به گام باشد .

11)روش غیر مستقیم :
گاه امر به معروف و نهی از منکری اثر می بخشد که مستقیما با مخاطب گفتگو شود , اما مواردی نیز هست که شرایط زمانی یا مکانی اشخاص مورد خطاب اختضاء نمی کند , مخاطب به طور مستقیم امر و نهی شود و شاید بار منفی داشته باشد . لذا در این گونه موارد باید از شیوه خطاب غیر مستقیم استفاده کرد . القاء غیر مستقیم بهترین و مهمترین شیوه نصیحت است . القاء غیر مستقیم در این زمانه به عنوان یکی از ابزار های مهم و اساسی انتقال معانی و مفاهیم تلقی می گردد نمونه ای از نصیحت به روش غیر مستقیم رفتار امام حسین (ع) با پیر مردی است که وضو را به طور صحیح انجام نمی داد .
استاد مطهری درباره ی یکی از روش های غیر مستقیم در امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند : شما اگر بخواهید به شکل غیر مستقیم امر به معروف و نهی از منکر کنید . یکی از راه های آن این است که خودتان صالح و با تقوا باشید . وقتی خودتان این طور بودید مجسمه ای خواهید بود از امر به معروف و نهی از منکر , هیچ چیز بشر را بیشتر از عمل تحت تاثیر قرار نمی دهد . شما می بینید مردم از انبیا و اولیا پیروی می کنند اما از حکما و فلاسفه پیروی نمی کنند چرا ؟
برای این که فلاسفه فقط می گویند , فقط مکتب دارند , فقط تئوری می دهند , در گوشه حجره نشسته است کتاب می نویسد و تحویل مردم می دهند . ولی اولیا و انبیا تنها تئوری و فرضیه ندارند , عمل هم دارند , آنچه می گویند عمل هم می کنند . حتی اول عمل می کنند بعد می گویند هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد .

12)شناخت موقعیت و شرایط مخاطب :
متاسفانه در برخی از موارد ممکن است هنگامی با افرادی که دارای تفکری غیر از تفکر ما هستند و رفتاری غیر از رفتار ما دارند برخورد کنیم . دچار احساسات شده و گفتار و کردار آنها را ناشی از عناد و لجاجت تصور کنیم چه نیکو است که اندکی بیاندیشیم و خود را به جای آنها قرار داده و فکر کنیم زیرا اگر ما هم شرایط سنی , محیط خانوادگی , اجتماعی و تحصیلی و … آنها را داشته باشیم آیا مثل آنها نمی اندیشیم ؟
بنابراین باید از شتاب در قضاوت و داوری در مورد مردم بپرهیزیم . معیار سنجش افراد را محیط و طرز تفکر آنها قرار دهیم آنگاه با رعایت مصلحت و روش مناسب و متناسب با موقعیت و سن او به درمان و اصلاح وی بپردازیم .
پیام رسان باید مخاطب خود را بشناسد . روحیات , گرایش ها , حساسیت های سنی , گروهی , شغلی و سیاسی او را به دقت مورد نظر قرار دهید . انتخاب شیوه امر و نهی و استفاده از کلمات و کیفیت محتوی بر اساس روانشناسی مخاطب باشد . ممکن است با یکی صحبت ابتدایی و اندک کافی باشد و با دیگری سخن استدلالی ضروری و با یکی زبان احساسی و شاعری متاثر می شود و دیگری از داستان و ناصح . باید با هر کس به اندازه ظرفیت اندیشه او صحبت کرد .

13)تکرار و تلقین :
روش تلقین بیش از هر روش دیگری تا قبل از مرحله تکلیف از نظر روانشناسی رشد در تربیت دینی نوجوانان و کودکان موثر و سازنده است .
عزاداری برای حضرت امام حسین (ع) خود نوعی استفاده از تلقین است.
روش تلقین و تکرار بر قبول آگاهانه و آزادانه همراه با دریافت اطلاعات جانبی حول محور و موضوع مورد قبول بنا شده است . روش تکرار و تلقین آموزه ای از علم و احساس است این روش نه تنها مانع از تفکر و تعقل نخواهد شد بلکه احساسات و لطایف معنوی و روحی نیز در آن به کمک عقل و فکر خواهد آمد . در تربیت تکرار یک اصل ضروری است .در شبانه روز چندین بار نماز می خوانیم و تکرار سوره حمد در نماز یک ضرورت است . در قرآن داستان سجده فرشتگان بر آدم و انکار ابلیس , داستان حضرت موسی و فرعون , داستان نوح و قوم لجوج او و بسیاری از داستان های دیگر بارها تکرار شده اند .در سوره ی الرحمن یک آیه 30 بار تکرار شده است همه این ها بر اساس حکمت الهی تکرار شده اند.حساب ایمان به خدا از به یاد خدا بودن جداست . ما به خدا ایمان داریم اما او را فراموش می کنیم . لذا باید با ذکر او ایمان خود را شکوفا کنی . بسیاری از کسانی که دچار گناه شده اند با یک تذکر دست از کار خود بر نمی دارند چه بسیار از کسانی که جدا شدن از بعضی منکرات را برای خود محال می پندارند و فکر می کنند چون معتاد به خلافی شده اند دیگر نمی توانند تغییر موضع بدهند . در دعوت به خیر و نیکی و باز داشتن از ارتکاب گناه باید به طور مداوم توصیه و سفارش شده تا زمینه ارتکاب گناه در فرد مورد نظر کاملا از بین برود.تلقین صحیح و بیان نمونه ها در این زمینه می تواند راه گشا باشد .

14)استفاده از هنر های مختلف , قصه شعر و سرود :
منظور از شیوه های هنری در امر به معروف ونهی از منکر آن است که در بسیاری از موارد می توان با استفاده مثبت از هنر , ارزش های الهی تبلیغ کرد و راه ها و روش های نفوذ و رسوخ منکر در زندگی و اجتماع را به مخاطبین یاد آور شده , می توان از راه ساختن فیلم , قصه گویی , شعر و… معروف و منکر را بشناسانیم و خطر آلوده شدن به مفاسد و پیمودن راه فاسدان و ضداین راه را یاد آور گردیم . زیباگویی , فصاحت و بلاغت بهترین شیوه برای جذب و جلب مشارکت همگانی در احیای امر به معروف است .
یکی از نام های قرآن , احسن القصص است , قصه گویی یک هنر است . از خوبی ها هم بگویید در انتقاد و نهی از منکر , تنها نقطه ضعف آن را مطرح نکنید. از خوبی ها هم بگویید هنگام نهی از منکر سپس تذکر دهید .
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی