42 views
عجیب نیست اگر میان این همه آبی نگاهت، تشنه ام! دیر کنی ، لحظه هایم شهید می شوند و کسی نا آشنا جنازه ی مرا به یاس های پرپر شده می سپارد که نه نشانی از خواب تو دارد نه ترانه ای برای وداع! برایم کمی آب و آیینه بیاور! تمام قد که روبرویم می ایستی ، هوس می کنم دو رکعت نیاز به نیت چشمانت بخوانم... می خواهم مثل تمام پروانه ها ، در آخرین نماز بلند ِ قامتت ، آه شوم و ببارم ...