15 فروردین, 1396 از
لازم است؛دختران و پسرانِ ما به این امر مهم دقّت کنند؛ که آداب و رسوم وشرایط عرفِ محلّی ِ آشنائی و انتخابگری همسرانه الکی بوجود نیآمده اند!... اما دوست داشتن و دوست داشته شدن امری مقدّس و از نیازهای اساسی انسانی است و بسیار ارزشمند...اما این که دختر و پسری با سلامی و ملاقاتی سطحی وابسطۀ هم بشوند! خیلی بَد و دارای اشکالات متعددی است.یکی از دختران عزیز مراجعم میگفت؛ دارم دیوونه میشم ، نمیتونم باور کنم که او با چنــد نفر دیگه بوده و منو بشدّت وابسـتۀ خودش کرده!
اشکال از خود ماست تا با یک نفر آشنا میشویم ؛میشود تمام زندگیمان،عشقمان وعُمرمان و.....
خدایا هنوز چیزی نشده ؛میشود عزیزمان ،هستیمان،زندگیمان انقدر غرق این رابطه به ظاهر عاشقانه میشویم که فکر میکنیم عشق همان میم مالکیتی است که خورده تنگ اِسممان...
حواسمان به حریم عاشقیمان نیست...
خلوت هایمان را به اشتراک میگذاریم...
آغوش وا میکنیم اما نه به روی هم که به روی سلفی های پی در پی...
تا کجا؟تا کی؟بس نیست این همه تظاهر به خوب بودن و عاشق بودن؟؟؟بس نیست این ژست های روشنفکری؟
عاشق اگر شدید جای سلفی های بی درو پیکر خنده های دونفره تان را قاب بگیرید...
بخندید، ببوسید هم را...گور پدر تمام نگاه های خیره...
گور پدر حرف مردم...
دست معشوقتان را بگیرید ببرید دنج ترین گوشه شهر عشق قابل اشتراک نیست ناب بگذاریدش....