15 آبان, 1396 از در گیلان من
2 نقش
3 Liked
,  و 1 نفر دیگر خوششان آماده از این
فقنوس
دام دگر نهاده ام تا که مگر بگیرمش
آنکه بجست از کفم بار دگر بگیرمش
آنکه به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش
گرچه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش
دل بگداخت چون شِکر باز فسرد چون جگر
باز روان شد از بصر تا به نظر بگیرمش
راه برم به سوی او شب به چراغ روی او
چون برسم به کوی او حلقه ی در بگیرمش
درد دلم بتر شده چهره من چو ز...نمایش بیشتر