19 اردیبهشت, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
19 اردیبهشت, 1396
سایز فایل:
12.88 kb
کیفیت:
500×357
{total} بازدید:
1
هوای رفتن اگر بود نفس می کشیدم بی ابر حنجره ی باران را رها می کردم از دستت... و با تو از تبعید باد زیر پیراهن زخمی ام حرفی نمی زدم چمدان را نبستم که سرزمینم قلب به قلب نگرانم نشود گفتی نگران فردایت هستم و فردا... پشت ویزای دست هایت پا به پا می شود گفتی نگران چشم هایت هستم و آن که می بارید ... می بارید تا پیراهن سرزمینش در باد از شکوفه های فروردین نگذرد کمی آسمان کندم و در قلبم کاشتم تا پرواز دیروز از خاطرات به تاخیر بی افتد و انتظار... شیرین تر از لب هایی شود که گفت : نگرانت هستم.