21 اردیبهشت, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
21 اردیبهشت, 1396
سایز فایل:
33.61 kb
کیفیت:
500×454
نظرات:
5
{total} بازدید:
3
نگاه_زیبا تو مطب پزشک نشسته بودم و منتظر نوبت برای مادرم...... خانمی کنارم بود به من گفت: "چه پولی در میارن این دکترا، فکر کن روزی پنجاه نفر رو که ویزیت کنه میشه..." مشغول محاسبه درآمد تقریبی پزشک بود که پیرمردی از روبرو گفت: "چرا به این فکر نمیکنین که امشب پنجاه نفر راحتتر میخوابن، پنجاه خانواده خیالشون آسوده تره... " حالم با این حرف پیرمرد جان گرفت، پیرمرد همچنان حرف میزد و عشق میپراکند: " هر اتومبیل گرون قیمتی که از کنارتون رد شد نگید دزده، کلاهبرداره، الهی کوفتش بشه از کجا آورده که ما نمیتونیم... بگید الحمدلله که یک نفر از هموطنام ثروتمنده، فقیر نیست، سر چهار راه گدایی نمیکنه، نوش جونش" حال خیلی ها شاید عوض شد با این حرف و نگاه قشنگ پیرمرد. وقتی “ خـــــــــــــــــــــدا ” بخواد بزرگــــــــــی آدمـــــــــی رو اندازه بگیره ! مـتـــر رو به جای قـــــــدش، دور “قلبش” میگـیره … خدا نگاه زیبای ما را دوست دارد. نگاهتان زیبا....
امیرطاها
مریم بانو لایک داری ...ولی چرا اینگده جرقه میزنی خو ...خخخخخخخخخخ ...!
محیا(راهنما)
خخخخخخخخخخ منم میخام جرقه بزنم
امیرطاها
خخخخخخخخخ ...تو بی جرقه عزیزی گلم ...!
محیا(راهنما)
چون تو گفتی پس دیگه نمیخام جرقه بزنم خخخخخخخ
امیرطاها
عافرین دختر خوب ...تو گلی دا ...!