30 اردیبهشت, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
30 اردیبهشت, 1396
سایز فایل:
95.83 kb
کیفیت:
1107×1280
{total} بازدید:
1
لب دریا، نسیم و آب و آهنگ، شکسته ناله های موج بر سنگ مگر دریا دلی داند که ما را، چه توفان ها ست در این سینه تنگ ! تب و تابی ست در موسیقی آب کجا پنهان شده ست این روح بی تاب فرازش، شوق هستی، شور پرواز، فرودش : غم؛ سکوتش : مرگ ومرداب ! سپردم سینه را بر سینه کوه غریق بهت جنگل های انبوه غروب بیشه زارانم در افکند به جنگل های بی پایان اندوه ! لب دریا، گل خورشید پرپر ! به هر موجی، پری خونین شناور ! به کام خویش پیچاندند و بردند، مرا گرداب های سرد باور ! بخوان، ای مرغ مست بیشه دور، که ریزد از صدایت شادی و نور، قفس تنگ است و دل تنگ است، ورنه هزاران نغمه دارم چون تو پر شور ! لب دریا، غریو موج و کولاک، فرو پیچده شب در باد نمناک،* *نگاه ماه، در آن ابر تاریک؛ نگاه ماهی افتاده بر خاک ! پریشان است امشب خاطر آب، چه راهی می زند آن روح بی تاب ! « سبکباران ساحل ها » چه دانند، *«شب تاریک و بیم موج و گرداب » ! لب دریا، شب از هنگامه لبریز، خروش موج ها: پرهیز ... پرهیز ... در آن توفان که صد فریاد گم شد؛ چه بر می آید از وای شباویز ؟! چراغی دور، در ساحل شکفته من و دریا، دو همراز نخفته ! همه شب، گفت دریا قصه با ماه دریغا حرف من، حرف نگفته !