Let it Snow
17 فروردین, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
17 فروردین, 1396
سایز فایل:
62.1 kb
کیفیت:
344×410
{total} بازدید:
1
پرسه در کوی غزل _ بی تو عجب دلگیر است دلم از رهگذرانش _ زِ غروبش سیر است امشب این کوچه زِ تنهائی ی من می گوید دل دریوزه که در وسوسه ات تسخیر است بین اوزان و قوافی _ شده ام زندانی شاعری خسته که با قافیه ها درگیر است منِ شبگردِ غزل سوز _ زِ خود می نالم که دلم در قفس خاطره ها زنجیر است من و این کوچه ی بن بست _ تورا کم داریم ترسم آن لحظه بیائی _که جوانت پیر است منم‌ و عکس تو در قاب و نگاهی خسته چشم من سوی لب بسته ی یک تصویر است تو ثریّای منی _آمدنت شیرین است من نگویم که چرا آمده ای و دیر است شهریارم که بسی خون جگرها خوردم چه بگویم که قلم ناطق بی تزویر است شاکرم _ شاعر این شعر ملال انگیزم غزلی کهنه که در آینه ی تقدیر است