9 خرداد, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
9 خرداد, 1396
سایز فایل:
76.62 kb
کیفیت:
500×888
نظرات:
1
{total} بازدید:
1
ز جدایی دلم از واهمه مالامال است باقی عمر من آری به همین منوال است زخم زد بر جگرم گرچه ولی یادم کرد شادم از این که خبر کرده مرا خوشحال است هرچه کردم ز سرم خاطره اش پاک نشد همه شب جان مرا خاطر او دنبال است او که از قهوه ی چشمش غزلی مانده به جا هم تماشاست نظر دوختنش هم فال است با هراسی ز جدایی لب ما را بوسید یادگاری که به جا مانده از او تبخال است لحظه ی وصل به یک پلک زدن می گذرد این فراق است که هر ثانیه اش یک سال است ما که اهل گله از یار نبودیم و به آه لب گشودیم نگویند فلانی لال است