10 خرداد, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
10 خرداد, 1396
سایز فایل:
26.49 kb
کیفیت:
448×263
نظرات:
4
{total} بازدید:
1
چرا رفتی، چرا من بی قرارم ... به سر سودای آغوش تو دارم ... نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست ... ندیدی جانم از غم ناشکیباست ... نه هنگام گل و فصل بهارست ... نه عاشق در بهاران بیقرارست ... نگفتم با لبان بسته ی خویش ... به تو راز درون خسته ی خویش ... خروش از چشم من نشنید گوشت ... نیاورد از خروشم در خروشت ... اگر جانت ز جانم آگهی داشت ... چرا بی تابیم را سهل انگاشت ... کنار خانه ی ما کوهسارست ... ز دیدار رقیبان برکنارست ... چو شمع مهر خاموشی گزیند ... شب اندر وی به آرامی نشیند ... ز ماه و پرتو سیمینه ی او ... حریری اوفتد بر سینه ی او ... نسیمش مستی انگیزست و خوشبوست ... پر از عطر شقایق های خودروست ... بیا با هم شبی آنجا سرآریم ... دمار از جان دوری ها برآریم ... خیالت گرچه عمری یار من بود ... امیدت گرچه در پندار من بود ... بیا امشب شرابی دیگرم ده ... ز مینای حقیقت ساغرم ده ... دل دیوانه را دیوانه تر کن ... مرا از هر دو عالم بی خبر کن ... بیا دنیا دو روزی بیشتر نیست ... پی ِ فرداش فردای دگر نیست ... بیا... اما نه، خوبان خود پرستند ... به بندِ مهر، کمتر پای بستند اگر یک دم شرابی می چشانند ... خمارآلوده عمری می نشانند ... درین شهر آزمودم من بسی را ... ندیدم باوفا ز آنان من کسی را ... تو هم هر چند مهر بی غروبی ... به بی مهری گواهت این که خوبی ... گذشتم من ز سودای خوبان ... مرا تنها رها با کردند دربیابان... !
مهدیسا
چقدر این شعر سیمین عالیه
💎♣️ ℳムみSム
ی دنیاااااا دوست دارم عزیزترییییینم