Let it Snow
15 خرداد, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
15 خرداد, 1396
سایز فایل:
14.01 kb
کیفیت:
236×418
نظرات:
34
{total} بازدید:
3
افتاد سيب قرمز روی زمين کنارش دستش نداشت انگشت اما نداشت کارش خم شد و سيب برداشت البته با دهانش می خورد و گاز ميزد با وضع ناگوارش نه پای رفتنی داشت نه دست خوردنی داشت با يک دل پر از عشق می گشت روزگارش مرد جزام ديده در داغ عشق می سوخت زخم جذامی عشق ميکرد بی قرارش جرمش همين که بی دست او عاشق کسی بود می برد هر زمستان با گفتن بهارش چشمان سبز ابی با قامتی قيامت بوی بهشت ميداد هر گردی از غبارش بر سينه راه می رفت در اخرين نفسها اسب خيالش امد ...اما نشد سوارش هی منتظر که شايد يک حادثه بر ايد او سالهای سال است وامانده انتظارش
محیا(ناظر)
من طرف مقابلم رو اذیت نمیکنم و گیر نمیدم .
roza-rezvani
بیااذیت کردی دیگه؟طرف مقابل کیه!اذیت که شاخ دم نداره
محیا(ناظر)
مگه تودورشدی البته آرهاااااااا . این یعنی چی رز
roza-rezvani
بگم؟من رکم دورشدی چون مادروازفرهثنگ لغتت حذف کردی
محیا(ناظر)
آخه چند تا کاربر فکر کرده بودند تو واقعان مادر من هستی منم دیگه بهت مادر نمیگم
محیا(ناظر)
وای تو رو خدا گریه نکن تو مامانی منی فقط نمیگم وگرنه هستی آروم باش رز
roza-rezvani
نمیتانم اینجوری دیگران ازخودت ناراحت نمیکنی؟بنظرت من الان دارم میخندم!
محیا(ناظر)
وای منه بیچاره چیکار کنم رز. مامانه منی لطفان گریه نکن
roza-rezvani
الان من خام شدم؟فقط این بگم گیربدآدمی افتادی!من آدمی نیستم به سادگی ازت بگذرم هرگزشاهرگم میزنم اینکارنمیکنم