22 خرداد, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
22 خرداد, 1396
سایز فایل:
261.2 kb
کیفیت:
1440×2147
نظرات:
3
{total} بازدید:
1
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت... در این خانه ندانم ز چه سودا زد و رفت... خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد... تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت ... دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت ... قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت ... چه هوایی به سرش بود که با دست تهی... پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت... نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت... پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت... کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد... خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت... درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد... آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت... خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد... که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت... رفت و از گریه توفانی ام اندیشه نکرد... چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت... بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند... آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت ...!
فــــــــرها
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت اینغمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت