18 فروردین, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
18 فروردین, 1396
سایز فایل:
221.58 kb
کیفیت:
1024×1280
نظرات:
2
{total} بازدید:
1
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!! آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟.. تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!! آب روان به ماهى ،گفتا که باشد اما.. لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!! بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!! ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد.. تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد! وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى.. يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى! خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش. آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!! ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي. وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى! ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!! ✔️ یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی...