Let it Snow
17 تیر, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
17 تیر, 1396
سایز فایل:
232.07 kb
کیفیت:
428×475
نظرات:
2
{total} بازدید:
1
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم ياد تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد: يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ي ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شب آهنگ يادم آمد :تو به من گفتي: -(از اين عشق حذر كن! لحظه اي چند بر اين آب نظر كن آب آيينه ي عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا كه دلت با دگران است! تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن!) با تو گفتم : (حذر از عشق !_ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم! روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم...) باز گفتم كه : ( صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم نتوانم!) اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت... اشك در چشم تو خنديد ماه بر عشق تو خنديد يادم آيد كه :دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم. نه گسستم نه رميدم. رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم نكني ديگر از آن كوچه گذر هم... بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم