در این تصویر:
اضافه شده:
18 تیر, 1396
سایز فایل:
13.78 kb
کیفیت:
398×315
نظرات:
1
{total} بازدید:
1
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه جوا ن خسته بود که دلش شکسته بود مثل باران بهار زار زارگریه می کرد گاهی دست خسته اش را سوی خدا می کرد می گفت ای خدای مهربون خالق هفت اسمون او را بی وفا نکن از منش جدا مکن دست خسته ام بگیر تو منا رها مکن