31 تیر, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
31 تیر, 1396
سایز فایل:
26.14 kb
کیفیت:
201×251
{total} بازدید:
1
چنان رسم زمان از یادها برده‌ست نامم را ... که دیگر کوه هم پاسخ نمی‌گوید سلامم را ... به خون غلتیده‌ام از زخم خنجرها و با یاران ... وصیت کرده‌ام از هم نگیرند انتقامم را ... قنوتم را کف دست شراب انگاشتند اما ... من آن رندم که پنهان می‌کنم در خرقه جامم را ... سر سجاده‌ام بودم که گیسوی تو در هم ریخت ... نظرهای حلال و آرزوهای حرامم را ... فراموشی حریری از غبار افکنده بر سنگی ... ازین پس می‌نوازد عطر تنهایی تا قیامت مشامم را ...!