نوامبر 4, 2017 از
در این تصویر:
اضافه شد:
نوامبر 4, 2017
سایز فایل:
127.61 kb
کیفیت:
1080×1080
نظرات:
6
بازدید ها:
1
هی توووووووو ...!!!
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سر زا رفت..
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت...
در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت...
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت...
من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت...
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت...
در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت...
می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت...!
9 Liked
,  و 7 بقیه خوششان آماده از این
reyhane(ناظر)
احسنت
مهدیسا
پسند
@v@
عالی بود:)
محیــا (ناظـر)
لایک
علی