نوامبر 5, 2017 از
در این تصویر:
اضافه شد:
نوامبر 5, 2017
سایز فایل:
117.7 kb
کیفیت:
1024×1280
نظرات:
9
بازدید ها:
5
از دست غم تو، ای بت حور لقا
نه پای ز سر دانم و نه، سر از پا
گفتم دل و دین ببازم، از غم برهم
این هر دو بباختیم و غم ماند به جا
10 Liked
,  و 8 بقیه خوششان آماده از این
علی
REZA
ممنونم داداش
متین
اي عقل خجل ز جهل و ناداني ما درهم شده خلقي، ز پريشاني ما
بت در بغل و به سجده پيشاني ما کافر زده خنده بر مسلماني ما
REZA
خانه
ای در طلب علوم، در مدرسه چند؟
تحصیل اصول و حکمت و فلسفه چند؟
هر چیز بجز ذکر خدا وسوسه است
شرمی ز خدا بدار، این وسوسه چند؟
متین
او را که دل از عشق مشوش باشد هر قصه که گويد همه دلکش باشد
تو قصه عاشقان، همي کم شنوي بشنو، بشنو که قصه شان خوش باشد
REZA
غمهای جهان در دل پر غم داریم
وز بحر الم، دیدهٔ پر نم داریم
پس حوصلهٔ تمام عالم باید
ما را که غم تمام عالم داریم
متین
افسوس که عمر خود تباهي کرديم صد قافله گناه، راهي کرديم
در دفتر ما نماند يک نکته سفيد از بس به شب و روز سياهي کرديم
@v@
منم مشاعره😢
متین
بفرما
@v@
چطوریه؟
متین
ادامه شعر ر ا بگو
REZA
پیوسته دلم ز جور خویشان، ریش است
وین جور و جفای خلق، از حد بیش است
بیگانه به بیگانه، ندارد کاری
خویش است که در پی شکست خویش است
@v@
اینو بلد نیستم یه شعر دیگه میشه بگین
مهدیسا
پسند
REZA
ممنونم