نوامبر 11, 2017 از
در این تصویر:
اضافه شد:
نوامبر 11, 2017
سایز فایل:
326.42 kb
کیفیت:
500×281
نظرات:
1
بازدید ها:
1
قلبم واژه واژه اش درد ميكند!
از زخم هايي كه با خنده زده شد؛
دوست داشتن هايي كه جز ريا و حس هاي خوبي كه شايد جز يك حسِ زودگذر نبود ...
بارها در خود گريستم !
براي تمام آدم هاي خوبي كه نيامدند، دوستت دارم هايي كه نشنيدم
و حس هايي كه تجربه نكردم
ناآرامم...
به وسعتِ دريايي متلاطم
در طوفاني سهمگين و شايد در حسي جدا نشدني دست و پا ميزنم
كسي چه ميداند...
بيشتر غرق در رويايي ناممكن ميشوم
درست همچون آدمي كه سقوط مي كند و يا غرق ميشود تا لحظه ي آخر اميد دارد، در حالي كه ميداند بي فايده و سرانجامش مرگ است...
گاهي بايد پذيرفت كه روح آدمي با درد آميخته شده و عشق چيزي جز درد براي آدمي ندارد...
گاهي بايد پذيرفت كه حسرت در وجودت رخنه كرده
و تو راهي براي رهايي نداري
گاهي سهمِ تو از دنيا ميشود بغض مانده در گلو ، زانوي بغل گرفته ...
گاهي فقط بايد بنشيني و تماشا كني از دست رفته هارا
و مرور كني روزهاي بودنشان را و بمیری روزهاي نبودنشان را...!
reyhane(ناظر)
عالیییی بید