نوامبر 11, 2017 از
در این تصویر:
اضافه شد:
نوامبر 11, 2017
سایز فایل:
89.18 kb
کیفیت:
720×901
نظرات:
6
بازدید ها:
2
گفت : " عشق و عاشقی رو بی خیال ؛ بیا بازی کنیم...
بازی را تو انتخاب کن "
گفتم : قایم باشک
تو چشم بگذار
من لابه لای آغوشت پنهان می شوم...
" گفت نه !! "
گفتم : وسطی
من می نشینم وسط دلت
وبا هر بار تپیدنش،
از تو، بُــل که نه، جان می گیرم...
" گفت نه !! "
گفتم : اسم و فامیل
با "دال" باشد، لطفا
و هر چیز از اسم و فامیل و اشیا...
می شود " دوستت دارم "
" گفت نه !! "
گفتم : گرگم به هوا
من گرگی می شوم هوایی تو
رامه رام
و از کنارت جم نمی خورم...
" گفت نه !! "
گفتم : عمو زنجیر باف
تو موهایت را بباف ...
زنجیر هم به دست و پای من
و من عمری اسیرت می شوم...
" عصبانی شد و فریاد زد : " نه "
بچه شده ای ...
باید مثل بزرگترها بازی کنیم !!!
مثلا ...
" تو سَرت گرم خاطراتمان باشد... "
" و من تا جایی که می توانم دور می شوم
5 Liked
,  و 3 بقیه خوششان آماده از این
محیــا (ناظـر)
چه ناراحت کننده لااااااااااااااااااااایک عالیست
کامران
مرسی
مهدیسا
اسم این بازی بزرگترا چیه اونوقت!!!
Nafas
کامران عزیز یه نصیحت بهتون میکنم هیچ وقت واسه کسی که لیاقت نداره و پشت اسم یکی دیگه پنهان میشه ارزش قائل نشو چون ادم کوچیکی هست که خودشو بی ارزش میدونه ارزو داره مثل اون نفر باشه ولی کور خونده زهی خیال باطل چون انگشت کوچیکه اون نفرم نمیشهߘ...YƙŘǛ̘ Ԙț̘Ԙʘ
مهدیسا
هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند ، افسوس نخورید .
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید ، بخشیدید . و چه چیزی زیباتر از عشق ...
هر رنج دوست داشتن صیقلی ست بر روح ...
و با هر تمرین دوست داشتن ، روح تو زلال تر می شود......نمایش بیشتر
محیــا (ناظـر)
بارک اله عالی بود مهدیسا