27 فروردین, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
27 فروردین, 1396
سایز فایل:
39.05 kb
کیفیت:
500×500
نظرات:
1
{total} بازدید:
1
خواستن همیشه توانستن نیست من تو را می خواستم توانستم؟ لب داشتم، بوسه خواستم توانستم؟ دست داشتم، آغوش توانستم؟ گاهی خواستن توان ندارد زورش به رفتن، نبودن، نیست شدن نمی رسد که نمی رسد او هم که گفته کوه را به دوش می کشد اگری داشت محال پاسخی که هرگز نشنیده بود او به نه باخته بود، که چنین به ادعا حرف می زد. من ساده می گویم اگر چشم هایت مرا می پسندید کارهای عجیب می کرد دیوانگی های عجیب و غریب چیز زیادی نمی خواستم فقط سری که شب ها روی سینه ات بخواب رود روزها زود بلند می شدم و آنقدر دوستت می داشتم که نفهمیم چگونه پای هم پیر شدیم. من تو را برای پایان خستگی هایم نمی خواستم فقط می خواستم جای آه! دهانم گرم اسمت باشد عزیزم هایی که قبض برق خانه را پرداخت نمی کنند اما کاری با چشم های تو می کنند که اتاق شب هم نور داشته باشد! من خواستم دوستم داشته باشی باشی همین من همین کار ساده را از تو خواستم توانستی؟ توانستم؟