30 فروردین, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
30 فروردین, 1396
سایز فایل:
100.75 kb
کیفیت:
500×753
نظرات:
2
{total} بازدید:
1
چقدر فرق کرده مداد رنگی شش تایی انروزها که باید ابی را روی زرد می کشیدم تا رویاهای کودکانه ام را سبز کنم با جعبه اهنی پنجاه رنگ فرزندم. با این همه چرا رنگ نقاشی اش را سیاه سفید میکشد؟ نسل ما بازیهایی داشت بدون اسباب بازی که هنوز هم حسرت به دل انهائیم اما فرزندم با یک دنیا اسباب بازی کودکی نمیکند. فرزندم نه گرگم به هوا نه تیله بازی نه چرخیدن فرفره کاغذی در ظهر گرم تابستان را لمس کرده،ونه دنیای بی تجمل مرا. دفتر کاهی با جلد زمخت ،پاکن جوهری که سوراخ میکرد بجای پاک کردن،تراش رکس همیشه کند ، دوات و قلم ، مداد گلی که هم خط کش بود وهم رژلب،لیوان تاشو وهزار دلخوشی بدون فانتزی دیگر. از وقتی دفترها سیمی شدو مداد ها اتود ، گچ ماژیک شدوتخته ، وایت برد لذت تحصیل هم در بچه هامان مرد. از وقتی هیولاها جای ماشین های پلاستیکی وباربی ها جای عروسکهای دست دوز مادر را گرفتند ، از وقتی الاسکا جایش را با ایس پک عوض کردواز وقتی پیتزا مهمان خانه ها شد دیگر کسی به مهمانی کوکب خانم نرفت وداستان پترس ازکتابها خارج شد،این روزها چوپان دروغگو سر از همه زندگی ما در اورده. بیزارم از اینهمه فانتزی که حاصلش دوریست !!!