2 اردیبهشت, 1396 از
در این تصویر:
اضافه شده:
2 اردیبهشت, 1396
سایز فایل:
130.47 kb
کیفیت:
700×465
نظرات:
11
{total} بازدید:
4
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها ... یک عالم گله و خدایی بی ادعا ... گم شده بودم میان دیروز و فردا ... تا تو را یافتم و با تو خودم را یافتم ... صدایت در گوشم پیچید... نگاهت در چشمانم نقش بست ... نشان دادی به من آنچه بودم ... آری، با تو رسیدم من به اوج خودم ... نامم را خواندیی گفتی بارانم ... بارانی شد دل و چشمانم ... آری بارانی شدم تا ببارم ... اما ای کاش بدانی تویی آسمانم ... بی تو نه معنا دارد باران ... نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان ... ای که شبیه تر از خود به منی ... بگو تا آخر راه با من هم قدمی ...!
محیا(راهنما)
خخخخخخخخخخخ ای خدا
امیرطاها
یکی اومد کنارم یکی در انتظارم ...یکی داره میخنده ب حالو روزی ک دارم ...یکی برام چ نازو یکی دیگش همرازه ...یکی دیگه نشسته تا قلبمو ب بازه ...!
رویا(ناظر)
اوه سرتم شلوغهااااا
امیرطاها
شدیدن ...وقتی دیگه تنها باشی ...آزادی دیه ...می زنی بسیم عاخرو میتازونی اسب مرادتو تا هرجا ک جا داره ...!!!
همیشه بهار(نا
عااااالی
رویا(ناظر)
بتازون که خوب میتازونی
امیرطاها
باشع دا ...می تازونم دا ...!
رویا(ناظر)
باش..