9 ساعت پیش از
در این تصویر:
اضافه شد:
نوامبر 23, 2017
سایز فایل:
51.7 kb
کیفیت:
495×331
نظرات:
3
بازدید ها:
1
فردا همیشه‌ می‌تازد
یک‌ روز پیش‌تر از من‌؛
من‌ می‌دوم‌ به‌ دنبالش‌،
او می‌کند حذر از من‌.
فردا چه‌ گونه‌ معنایی‌ست‌؟
تا می‌رسم‌ به‌ او، رفته‌ ست‌ :
یعنی‌ شده‌ ست‌ پس‌ فردا
پنهان‌ و بی‌خبر از من‌!
دیروز را و فردا را
امروزْ حدِّ فاصل‌ نیست‌ ــ
یعنی‌ که‌ حال‌ می‌گیرد
این‌ حالِ دربه‌در از من‌.
ابری‌ که‌ زهر می‌بارد
در خاطرم‌ گذر دارد :
آرام‌ و خواب‌ می‌دُزدد
هر شام‌ و هر سحر از من‌.
دل‌ شور می‌زند دایم‌ :
آینده‌، چون‌ هیولایی‌،
تصویر چنگ‌ و دندانش‌
خون‌ می‌کند جگر از من‌.
آفاق‌ شرق‌ ویران‌ شد ــ
کو چاره‌ تا به‌ کار آرم‌؟
دیوانه‌ شد، گریزان‌ شد
این‌ عقل‌ چاره‌گر از من‌!
این‌ نخلِ خشکِ خواری‌ زاد
فوّاره‌ی‌ طلایی‌ نیست‌؛
مشرق‌ زمین‌ چه‌ می‌خواهد
جز این‌ دو چشمِ تر از من‌؟
فردا… هر آن‌ چه‌ بادا باد!
تا کِی‌ برآورم‌ فریاد؟
عمری‌ پدر در آورده‌
فردای‌ بی‌پدر از من‌!
باشد… و لیک‌، بی‌ تردید،
فردا که‌ بَردَمَد خورشید،
در کار چاره‌ خواهی‌ دید
هنگامه‌یی‌ دگر از من‌ :
سنگی‌ ز دل‌ توانم‌ ساخت‌؛
خواهم‌ به‌ پای‌ او انداخت‌
فردا دگر نخواهد تاخت‌،
یک‌ گام‌ پیش‌ تر از من‌.
6 Liked
,  و 4 بقیه خوششان آماده از این
reyhane(ناظر)
احسنت
mahsa
مرسی عزیزم
علی
mahsa
ممنونم
سعدی
زیباست