#باورهائی-از-ضمیرِ,ناخودآگاهمون,ببینید,بخونید,باورکنید# » شبکه اجتماعی چهره آسمانی | فیس بوک ایرانی

عضویت
شبکه اجتماعی چهره آسمانی به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

#باورهائی-از-ضمیرِ,ناخودآگاهمو ن,ببینید,بخونید,باورکنید#

نام: اللهa.jpg نمایش: 0 اندازه: 19.7 کیلو بایت
#سلام-دوستان-گُلَم-سپاس-از-دوستیِ-شما# #باورهائی-از-ضمیرِ,ناخودآگاهمون,ببینید#

337.gif



گاهی اوقات ناگهان باانتقاد دوستی ،یاتذکُّر یکی از اطرافیانمون؛با حقایقی درباره خودمان روبرو می شویم که شوکه می شویم ، چیزهایی که شاید در ناخودآگاهمان مانده و از آنها غافل شده ایم ولی باید آنها را بپذیریم؛لایه هائی از رفتارهای ما که از دید خودمان پنهان است ولی دیگرتن آنها را میبینند.


1. حقیقت: آیا من هم فریبکار هستم؟!


یک پاکت پراز تراول نزدیک خانه پیدا کردم ، بایدبنحوی صاحبش را مییافتم و او را از پریشانی نجات میدادم؛اما یواشکی قایمشون کردم، سست شدم؛ و بعدش- بی هیچ توجیهی– توی داشبورد گذاشتم، مثل یک دروغ ،زشت بود و یا دزدیدن یک آب نبات یواشکی از مغازه!!! زمان گذشت وپاکت پولها آنجا بود،پسرم ماشین را برا چند روز لازم داشت که ؛ماجرا فراموشم شد. برای هفته ها و شاید ماه ها ازیادبرده بودم،وپاکت لغزیده و در ته داشبورد مونده بود وقتی که بعد از مدت ها خلافی جریمه تخلفات را درآوردم؛ که خیلی بالا بود ،یکدفعه با گشتن داشبور پاکت را دیدم این تاوان اشتباهم بوده !!! و به این فکر کردم که من هم می توانم گاهی فریبکار باشم! نه هنوز دیر نشده و من میتونم جبران کنم...پیش صاحب پولها رفته و گفتم شما چیزی گم کردید؟ چشمهایش برق زد...آه آری وامی گرفته بودم داخل پاکت بود نمیدونم کجا انداختمش...اینهاست؟ وای چقدر خوشحال شد و منو بوسید و...


2.حقیقت: آیا قدرت نه گفتن ندارم؟!


وسایلی از دوران دانشجوئی،خِرتُ پِرتهای ریز و درشت.بعضی کتاب و دفترام، سررسیدهایِ سالهای گذشته، نامه ها و خیلی چیزهایی که یه روزائی فکر میکردم بدردم خواهند خورد ؛غمگینم می کنند و متأسّفانه.الان تلمبار شده توی چند جعبه و چپانده شده تبلیغ= مسدودیتشۀی انباری، برچسب هم دارند! وسایل بابا!پیش خودم می گویم،جابجا کردن آنها سخت است اما در واقع، من قدرت" نه" گفتن ندارم، و نمی توانم به خانواده ام بگویم من هم یک گوشه ای( خیلی بزرگ) از خانه را برای خودم می خواهم!ولی واقعاًبه چه دردم میخورند؟! چرا نمیدمشون به نمکی؟نه! نه! همین فردا از شرّشون خلاص میشم.مثل کودکی که در برابر خواستۀ نابجای همکلاسی و...تسلیمه! منهم تسلیم خواستۀ نابجای ؛شاید بدردم میخورند؟ سالها آنها را نگهداشته ام !در طول این سالها هیچَم بدردم نخوردند!


3.حقیقت: من هم میتوانم نقش بازیکنم،اما نخواهم کرد.


خیلی وقت پیش، در کلاس پنجم که بودم در مسیر مدرسه تا خانه خیلی اتفاقات میافتاد و خیلی حرفها را میشنیدم اما باخودم میکفتم؛ آخه مگه میشه؟ من باور ندارم مثلاً یه بابائی به بجَّه اش میگفت اگه فلان کار رو بکُنی، میکُشَمِت! و به طرز عجیبی شوکه میشدم! واقعاً هم نمی تونستم باور کنم که مادر یا پدری،فرزندشو بکُشه!.باورکنید هنوز هم که یادم میافته چِندِشَم میآد.ولی بعدها که در رشتۀ روانشناسی بالینی و رفتار های اجتماعی افراد مطالعاتی داشتم؛ متأسّفانه به پرونده های قتل و جنایات بشری پی بردم! که آدمی مثل هیتلر جهانی را به آتش کشیده ! یاحکومت قلدر آمریکاجنایت میکند! و ادّعای حقوق بشری هم دارد! حکومتهای مستبدّ و زورگوئی مثل اسرائیل و عربستان علناً مظلومان را بمباران وترور میکنند و آدم میکُشَند! اما تحت حمایت بی چون و چرای مستکبرین هستند!اما مردم سلحشور ایران اسلامی که قربانی وحشیانه ترین ترورهای مزدوران شیطان شده! مورد بغض و کینۀ جهانخواران و مورد هجمۀ عظیم تبلیغای آنان واقع شده !بر میگردم بخودم ؛ خیلی چیزها را از دست داده ام و دیگر هیچ وقت نمی توانم آنها را داشته باشم. اما حقیقت این است که زمین می چرخد و عمر می گذرد و باید بپذیرم که من یک انسان هستم و زمان برخی توانایی ها را از ما می گیرد. من دیگر نمی توانم فرزندی مثل حمید جوانم که از دستم رفت را داشته باشم. من دیگر برای اولین بار عاشق نمی شوم. هرگز نمی توانم نقش نوجوانی و جوانی را بازی کنم. واز پنجاه سال دیگر و چیزهای دیگر خبر ندارم. الان می فهمم که نمی خواهم خبر داشته باشم. من همین حالا را دوست دارم و نقش پدریِ فعلیَم را با خانواده و نوه هایم بشدَّت دوست دارم


4. حقیقت : من باهوش و عاقلم.


این چیزی است که خیلی لازم دارم به یاد بیاورم – و در عین حال لیاقتش راهم دارم - ممکن است اگر برای مدت مدیدی در سایه باورهایی که دیگران نسبت به مااَنگ میزدند زندگی کنیم، باور آنها" باور" ماهم بشود . مثلاًاگر بابا و مامان یا حتّی دوست شما، دائما" به شما بگوید؛احمق! پَخمه! که تو با هوش نیستی، البته شواهد چیز دیگری را نشان بدهد،گویا باور می کنید. اگر در زمان کودکی و یا نوجوانی مورد بیرحمی های شدیدی قرار گرفتید و حس می کنید که کودن بودید ! که توانایی متوقف کردنش را نداشتید، و همین عدم توانایی شما را دیوانه و دربُ و داغون می کند. تصور می کنید که هوش و بصیرت خود را به باد داده اید!. وقتی یک نگاه گذرا به تجربیاتم می کنم، کاملا" تاییدش می کنم و حقایق برایم روشن می شود و خودم را همانطور که هستم می بینم.و استادی برام گفت پسرم توکه دیپلم گرفتی وارد دانشگاه شدی؛لیسانس گرفتی و... عاقل و باهوشی،نترس پیش برو ...بااینکه سِنّی ازَم گذشته بود اما تا ارشد پیش رفتم و مطالعات علمی فراوانی برا خودم داشته و دارم و بر این روال هوشمندانه افتخار میکنم...هرچند بقول دانشمند فرزانه ابوعلی سینا«ره» تا بدانجا رسید دانش من که کنون دانستم که نادانم...


5. حقیقت: هنوز هم،عشق اوَّلم را دوست دارم!


هنوز یه سیخ جیگری که شریکی خوردیم را به یاد دارم. کیکی که عشقم ازروی کتاب آشپزی "یاد گرفته بود " با همۀ بدمزگی درست کرده و ساعتها وقت گذاشت که تزئینش کرده و به من هدیه بدهد، را به خاطر دارم. حتی بی مفهوم ترین مطالبی را که تعریف می کرد، به یاد دارم. گرچه او با فشار خانواده اش ازدواج کرد، وبا همه خشم ،نسبت به بابای ایشون،که با عصبانیّت بیمورد ودورویی و عذاب های روحی که برامون دادند، متنفّرم،واین یک واقعیّتی انکار ناپذیر است. به نحوی، من تمام آن احساسات قدیمی را کنار گذاشتم و دیگر به آنها توجه نمی کنم. گاهی تناقض داشتن خیلی دشوار است. فهمیدم اگر این حقایق را در چند سطر بیان کنم برام خیلی راحت تر است. اما واقعیت این است که ،گویا؛ با وجود همه زخم ها، من به عشقی نامرئی، بی وقفه گره خورده ام.


#علی-امیرعسجدی-مشاور-تربیتی-خانواده#
nazar_1.gif

 

مهدی شمالی
★◠✿◎❖☃▦ لایکـــــــــ❤ـــــــــــــ طلایی ▦☃❖◎✿◠★
  • ۴ دی, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
آرش 1345 آنلاین هست.
  • ۷ دی, ۱۳۹۴
  • ·
  • لایک  
کد امنیتی
بارگزاری دوباره تصویر
کد امنیتی بالا را وارد کنید

شبکه اجتماعی

شبکه اجتماعی چهره آسمانی

شبکه اجتماعی فیس اسکای

شبکه مجازی چهره آسمانی

چت موبایل

چهره آسمانی

شبکه اجتماعی

فیس بوک فارسی

فیسبوک فارسی

فیس بوک فارسی