13 ساعت پیش از
برای صبح شدن نه به خورشید نیاز است نه خنده‌های باد چشم‌هایت را که باز کنی، موهایت که پریشان بشود، زندگی عاشقانه طلوع خواهد کرد

13 ساعت پیش از
برای درخت‌های کنار جاده فرقی ندارد کسی که در سفر است می‌رود، یا می‌آید برای من اما فرق زیادی دارند درختان مسیری که از تو دورم می‌کنند و درختان مسیری که با تو نزدیکم

13 ساعت پیش از
تو هر بار که می‌روی من دوباره عاشقت می‌شوم نمی‌دانم چرا باور نمی‌کنم که رفتن، رفتن است نه آمدن

13 ساعت پیش از
مگر عشق چیست‌؟ جز لحظه‌ای شجاعت در بیشه‌ای خلوت و هرم یک بوسه ناگهانی عشق همین چیزهای کوچکی است که همه از آن می‌ترسند

13 ساعت پیش از
مگر عشق چیست‌؟ جز لحظه‌ای شجاعت در بیشه‌ای خلوت و هرم یک بوسه ناگهانی عشق همین چیزهای کوچکی است که همه از آن می‌ترسند

13 ساعت پیش از
عزیزم! همه می‌دانند از دهانت صدای بوسه می‌آید و چشم‌هایت سکوت را به دریا تحمیل می‌کند خوش به حالت که زنی و خوش به حالت که من دوست‌ات دارم

13 ساعت پیش از
یکی باید باشد یکی که آدم را صدا کند به نام کوچک‌اش صدا کند یک جوری که حال آدم را خوب کند یک جوری که هیچ کس دیگر بلد نباشد یکی باید آدم را بلد باشد

13 ساعت پیش از
می‌خواهم آنقدر از دوست داشتن بنویسم تا تمام مردم زمین به دنبال تو تاریخ را تا پایان دنیا ورق بزنند

13 ساعت پیش از
می‌خواهم آنقدر از دوست داشتن بنویسم تا تمام مردم زمین به دنبال تو تاریخ را تا پایان دنیا ورق بزنند