23 دی, 1396 از
آنقدر ساده ام که گمان می کنم تو هم مانند من به آنچه نشد فکر می کنی! حتی خیال می کنم این من، خود تویی اینجا نشسته ای و به خود فکر می کنی شاید نباید این همه باور کنم ترا شاید که اتفاق نیفتاده ای هنوز شاید تجسم غزلی عاشقانه ای جامانده در خیال من از خواب نیمروز حتی اگر خیال منی دوست دارمت (ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت) تو رفته ای و من به خدا غبطه می خورم از بس که روز و شب به خدا می سپارمت بگذار با خیال تو این روزهای تلخ در استکان لب زده عمر حل شود بگذار کام مرگ هم از شهد این خیال روزی که هم پیاله من شد عسل شود #مجید_آژ

23 دی, 1396 از
آی مردم! با شمایم با شما در حریم عشق یا من یا شما خسته ام کردید با وسواستان با تبسم های بی احساستان بر تنم از زخم، تکراری ترید زخمی از زخم زبان کاری ترید هر کجا گل باز شد، آفت شدید عشق بلبل دفن شد، راحت شدید کوچه های شهرتان دلگیر تر کودکان شوقتان دل پیر تر باغتان جز میوه نارس نداد چشمهای تنگتان نم پس نداد از طراوت، سهمتان کافی نبود از شقایق فهمتان کافی نبود بس که چشمانی دهن بین داشتید هر قفس را بسته می پنداشتید فنجتان دق کرد از بس بال زد بوسه های گرمتان تبخال زد چشمتان از خشکسالی غم نداشت دستتان انگار چیزی کم نداشت تا نَمی بارید، سر برداشتید حرف جنگل شد، تبر برداشتید جنگل از پاییزتان بی برگ شد شاعر تنهایی ام دق مرگ شد طبعتان را آه شاعر ها گرفت حرف هاتان ماند و بوی نا گرفت از مترسک ها کسی حرفی نزد از غم و دلواپسی حرفی نزد یادی از زیبایی گلدان نشد حرفی از حجم پر لیوان نشد هیچکس بغض عروسک را ندید تاول دستان پیچک را ندید خوابتان حجم زمان را میگرفت دیدن گل وقتتان را میگرفت با غم شاعر موافق نیستید عیبتان این است، عاشق نیستید! عاشق بوییدن یک سیب سرخ در رگ گل کشف یک ترکیب سرخ عاشق دنیای پاک کودکی یک عروسک با لباس پولکی عاشق دلتنگی تنگ غروب عاشق لبخند آدمهای خوب عاشق چشمانی از جنس بهار پنجره، جاده، مسافر، انتظار با صدای آب آبی سوختن در بیابان با سرابی سوختن گر گرفتن از غم پروانه ها مردن از دلتنگی گلخانه ها در حقیقت ها تفاهم داشتن عصر آجر، نان گندم داشتن دیدن صد بغض در یک قطره اشک روح اقیانوس را در حجم مشک بغض گل ها را شکستن زندگی ست خواب پل ها را شکستن زندگی است بستر تاریخ، ذهن سنگ هاست آسمان مدیون علم رنگ هاست وصله جوراب، حرفی ساده نیست کفش، خیلی پیش پا افتاده نیست می شود با دست پیچک توبه کرد بر صلیب یک مترسک توبه کرد حرف مرگ رود را باور نکرد بیش از این پل را هوایی تر نکرد اشک شد گلدسته ها را آب داد خلوتی را جرعه ای مهتاب داد با گل آتش اهوراتر شدیم عاشق ناقوس نیلوفر شدیم باز بسم الله الرحمن الرحیم عاشقی هم عاشقی های قدیم! "اصغر معاذی مهربانی"

23 دی, 1396 از
هیچ بیشه ای بی خاطره نیست از هم آغوشی با بادها و هیچ جنگلی عاشق نشده مگر با بوسه های باران تنها منم که زنده مانده ام در هوای تو بی آنکه بپیجد نفس هایت در نفس هایم ... #احمد_شاملو

23 دی, 1396 از
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟ انقلابی شده در سینه ی من، فتنه ی توست سبزیِ چشم تو باعث شده رسوا بشوی من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی غرق عشق تو شدم، بلکه تو شاید روزی دل به دریا بزنی، عازم دریا بشوی حیف ما نیست که یک زوج موفق نشویم؟ حیف از این نیست که تو این همه تنها بشوی؟ نم باران، لب دریا، غم تو، تنگ غروب دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی #احسان_نصری

23 دی, 1396 از
دلگیرم و دلتنگم و دل سرد و دل آشوب فرمانده ی شرمنده ی یک لشگر مغلوب.. فرعون به گل مانده ی افسانه ی نیلم هر بار که شود گوشه ی چشمان تو مرطوب تا اینکه بفهمیم که از ماست که بر ماست هیزم شکن دهر تبر ساخته از چوب از دست دلم شاکیم ای عشق تو داور من تن به مدارا بدهم یا که به سرکوب دل زنده به عشق تو ام اما به چه صورت مانند مسیحی که به نا حق شده مصلوب #امیر_سهرابی

22 دی, 1396 از
سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران - درگذشتهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ تهران)، نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگی‌اش بیش از ۶۰۰ غزل سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده‌اند. شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم‌چون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تن‌فروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر می‌گیرند. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است. سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی در بیست و هشتم تیر ۱۳۰۶ خورشیدی برابر با ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۷ میلادی در تهران به دنیا آمده بود. وی فرزند عباس خلیلی[۱۲] (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) بود. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند. مادر او فخرعظما ارغون (۱۳۱۶ ه. ق - ۱۳۴۵ ه. ش) دختر مرتضی قلی ارغون (مکرم السلطان خلعتبری) از بطن قمر خانم عظمت السلطنه (فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد. پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۰۹ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد. او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد. سیمین بهبهانی سی سال-از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۶۰- تنها به تدریس اشتغال داشت و شغلی مرتبط با رشتهٔ حقوق را قبول نکرد. در ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی درآمد. سیمین بهبهانی، هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رؤیایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری این شورا را اداره می‌کردند. در سال ۱۳۵۷ عضویت در کانون نویسندگان ایران را پذیرفت. سیمین بهبهانی پیش از انقلاب برای رادیو ترانه هم می‌سرود و خوانندگانی چون شجریان، الهه، گلپایگانی، داریوش، ایرج، عارف، سپیده، کورس سرهنگ زاده، رامش، عهدیه، سیما بینا، پوران، دلکش و مرضیه... سروده‌های وی را خوانده‌اند. سیمین بهبهانی مدتی هم عضو شورای موسیقی رادیو و تلویزیون ملی ایران بود. در ۱۳۷۸ سازمان جهانی حقوق بشر در برلین مدال کارل فون اوسی یتسکی را به سیمین بهبهانی اهدا کرد. در همین سال نیز جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت را سازمان دیدبان حقوق بشر به وی اعطا کرد. در سال ۲۰۰۸ نخستین دورهٔ جایزهٔ بیتا برگزار و جایزه به سیمین بهبهانی اهدا شد. در هفتم شهریور سال ۱۳۹۲ (۲۹ اوت ۲۰۱۳) جایزه یانوش پانونیوش (Janus Pannonius) از سوی انجمن قلم مجارستان، در شهر پچ کشور مجارستان با حضور سیمین به وی اهدا شد. این جایزه شامل تندیس و پنجاه هزار پوند بود.[۱۳] در این مراسم، فرزانه میلانی مترجم آثار سیمین به زبان انگلیسی نیز حضور یافت.[۱۴] سیمین شعر معروف «دوباره می‌سازمت وطن» را در سال ۱۳۵۹ سرود. این ترانه توسط داریوش اقبالی خواننده ایرانی اجرا شد. باراک اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در پیامی تلویزیونی به ایرانیان به مناسبت فرارسیدن نوروز ۱۳۹۰، ترجمه‌ای انگلیسی از غزل دوباره می‌سازمت وطن سیمین بهبهانی را خواند. سیمین بهبهانی که به علت مشکلات تنفسی و قلبی در بیمارستان پارس تهران بستری بود، از پانزدهم مرداد در کما به سر می‌برد و سرانجام ساعت یک بامداد روز سه شنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ خورشیدی برابر با ۱۹ اوت ۲۰۱۴ میلادی، در سن ۸۷ سالگی درگذشت.[۲۵][۲۶] پیکر او با حضور مردم و ادیبان و هنرمندان از مقابل تالار وحدت تشییع شد و در بهشت زهرا در مقبره خانوادگی و کنار پدرش به خاک سپرده شد.

22 دی, 1396 از
فروغ‌زمان فرخ‌زاد (زادهٔ ۸ دی ۱۳۱۳، تهران — درگذشتهٔ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت. فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلم‌ساز سرشناس ایرانی، و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعهٔ تولدی دیگر، تحسین گسترده‌ای را برانگیخت. سپس مجموعهٔ ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به‌عنوان شاعری بزرگ تثبیت کند. آثار و اشعار فروغ به زبان‌های انگلیسی، ترکی، عربی، چینی، فرانسوی، اسپانیایی، ژاپنی، آلمانی و عبری ترجمه شده‌اند. فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه[۵] کوچهٔ خادم آزاد در محلهٔ امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. پوران فرخ‌زاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند.[۶] فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و محمد فرخ‌زاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخ‌زاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخ‌زاد را نام برد. فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب چهارپاره کار خود را آغاز کرد. فروغ فرخ‌زاد، در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی خودروی جیپ ابراهیم گلستان،[۱۱] در جاده دروس - قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت.[۱۲] روز چهارشنبه ۲۶ بهمن جسد او را در امام‌زاده اسماعیل قلهک شستند[۲] و با حضور خانواده، دوستان و علاقه‌مندانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند. صادق چوبک، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلال آل‌احمد، مهدی اخوان‌ثالث، احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی، نجف دریابندری، احمدرضا احمدی و بسیاری دیگر از هنرمندان و نویسندگان در این مراسم حاضر بودند.

22 دی, 1396 از
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست! در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست انگار نه انگار دل شهر گرفته ست از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست از روز به هم ریختن رابطه ی ما از خاله زنک بازی تهران خبری نیست! گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است از معرفت قوم مسلمان خبری نیست! در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست! در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست! #امید_صباغ نو