mehran [مدیرداخلی]
از on 4 شهریور, 1399
79 views

از نوشته های خودم.
تو چقدر خوب مرا از سر خود وا کردی.
گذر عشق چنین نیست که تو پنداری.
رفته از یاد توام از دل تو در نظرت.
لیک.این چنین نیست که تو پنداری.
عشق جزئی ز وجود و روح و فکر است عزیز.
لیک این نیست عزیز که در نظر پنداری.
عشق باغیست به وسعت به دل هر موجود.
تو نهادی به سبب ساز دل هر موجود.
با تو ام ایزد منان که دمیدی به تنم روح عزل را.
لیک من هم که سپردم به خودت این دل و جان را.
نا امید نیستم از رحمتت ای ایزد منان.
همه فکر و همه نیت من هست رضای تو منان.
گوشه چشمی نظری باز بفرما در رحمت.
به همین بنده گنه وار که شود مخلص ایزد.
MEHRAN

پسند کردم (3)
Loading...
محشر (2)
Loading...
5
ققنوس(مدیر ارشد)
▒░لایک░▒
4 شهریور, 1399
mehran [مدیرداخلی]
ممنون
5 شهریور, 1399